تبلیغات
mohamad60 - کارگاه آموزشی جهان بینی چهارشنبه، که چی؟

mohamad60

به نام خدا
 
پنجمین جلسه از دوره پنجاه و نهم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه که چی؟ در روز چهارشنبه مورخ 96/3/17 به نگهبانی مهندس و استادی آقای امین دژاکام و دبیری خانم زهرا راس ساعت 15:45 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد امین:

آرزوی موفقیت و توفیق در ماه مبارک رمضان دارم، امیدوارم در این ماه بتوانیم به خودمان نزدیک تر بشویم و این ماه حالت شفا و درمان را داشته باشد. 
خیلی شگفت انگیز است که تمام نمایندگی های کنگره 60 این ماه را افطاری می دهند و پولی که اضافه می آید از مخارج، بعنوان پس انداز خرید زمین ذخیره می شود. دیدگاه کنگره 60 بسیار جامع است که تمام سرمایه ها مجدد به خودمان بر می گردد و باعث پیشرفتمان می شود.
موضوع اول؛ که چی؟ 
دستور جلسه امروز که چی است. جمله که چی وقتی استفاده می شود، این صحبت ها در وجود انسان اتفاق می افتد و بین عقل و نفس. وقتی نفس اماره می خواهد شخص را خلع سلاح کند و در او احساس ناامیدی بوجود بیاورد و او را متوقف کند، از کلمه ی جادویی که چی استفاده می کند. مثلاً می گوید: که چی اینهمه کار کردی؟ که چی اینهمه زحمت کشیدی؟ در واقع این سوال را نفس از عقل می پرسد و اگر عقل تکامل پیدا نکرده باشد، ممکن است جوابی نتواند به نفس بدهد و در خودش احساس پوچی ایجاد کند. ولی اگر دانایی پیدا کرده باشد، می داند که هیچ تلاشی بی پاداش نمی ماند و جوابش را می دهد. یک زمانی هم این سوال می تواند از طرف عقل برای مغلوب کردن نفس اماره مطرح شود. پس این موضوع یک سلاحی است که هر دو می توانند در مورد ما استفاده کنند. اگر از طرف نفس اماره این سوال مطرح شود، پادزهر آن دانایی ماست. 
ما بایستی این سلاح ها را داشته باشیم. جالب اینجاست که وقتی انسان در تاریکی قرار دارد، معمولاً فقط از نیروهای منفی کتک میخورد و این که چی بر علیه او استفاده می شود و موقعی هم که از تاریکی ها خارج می شود، همین سلاح بر علیه نفس به کار گرفته می شود. ما کم کم این سلاح را از نفس پس می گیریم و بر علیه خودش استفاده می کنیم. 
موضوع بعدی؛ 
اخیراً کنگره با منابع طبیعی وارد تفاهم نامه ای شده است، این تفاهم نامه منشاء و سرآغازش وادی دوازدهم است که وقتی ما به درمان می رسیم، پس از احیاء خودمان، باید به احیاء جهان اطرافمان توجه کنیم. ما نمی توانیم به بیابانی شدن و از بین رفتن طبیعت بی تفاوت باشیم. همینطور که ما جلوتر می آییم، شعاع کارهایی هم که انجام می دهیم، وسیع تر می شود. وادی دوازدهم مطرح کرد که در ازای هر سال رهاییمان، بایستی یک درخت بکاریم. 
با تلاش یکسری از بچه های اردوبان، مجتبی دهقان و علیرضا، وارد تفاهم نامه شدیم، که پس از کاشت درختان، نگهداری و آبیاری درختان را هم برعهده بگیریم. بهمین دلیل آقای مهندس دستوری مبنی بر تشکیل لژیون های درختکاری دادند، به شرح ذیل؛ 
راهنمایانی که در تجربه شرکت در اردوی سراسری کنگره را دارند و آموزش دیده اند، این اجازه را دارند که برای ثبت نام در لژیون های درختکاری اقدام کنند و می توانند بر اساس جدولی که بعداً تنظیم می شود، با رهجوهای سفر دوم و TDS 3/0 به بالا ، در آبیاری شرکت کنند. آبیاری روزهای پنجشنبه، از ساعت 3 یا 4 بعدازظهر ... (درختان را در عصر و شب آبیاری می کنند، بخاطر اینکه اگر در روز این اتفاق بیفتد، آب آن تبخیر می شود). 
ثبت نام در نمایندگی آکادمی و نمایندگی های دیگر اعلام خواهد شد. 
هفته دیگر اولین جلسه رسمی آبیاری در منطقه تلو برگزار می گردد. 
لازم بذکر است که ما در کشور خشکی زندگی می کنیم، جالب اینجاست که کشوری مثل انگلستان که هر روز باران می آید، مقدار مصرف آب شان از ما خیلی کمتر است. ما میانگین روزانه 250لیتر آب مصرف می کنیم و در انگلستان روزانه 100لیتر مصرف می کنند. علت آن این است که ما شناختی روی آب مصرفی نداریم. 
در هنگام ظرف شستن، در هر یک دقیقه 6 لیتر آب مصرف می کنیم. در 10 دقیقه 60 لیتر و خانمها در روز برای ظرفها بین 300 تا 400 لیتر آب مصرف می کنند. در هنگام دوش هم همینطور است. سعی کنیم با تفکر آب را مصرف کنیم. 
ما 70میلیون نفر هستیم و روزی 200لیتر آب مصرف می کنیم، اگر خودمان را به استاندارد انگلستان و روزانه 100لیتر آب برسانیم، هر ایرانی سالانه 36000لیتر آب مصرف می کند. درختان برای اینکه آبیاری شوند، نیاز به 300لیتر آب دارند. هر چهارنفر ایرانی می توانند با صرفه جویی آب یک هکتار درختکاری را تامین کنند. یعنی جمعیت ما می تواند آبیاری 20 میلیون هکتار زمین را تامین کند. 
مطلب بعدی؛
درس جلسه قبل که راجع به کفر بود، یک حقیقتی را بیان می کرد که کتابهای آسمانی برای زمان خاص و افراد خاصی نیست. وقتی وارد هر علمی می شوید، اولین چیزی که به شما یاد می دهند، تعاریف است. اگر آن تعاریف درست باشد، آن علم کارآمد است و همه چیز درست پیش می رود. اگر تعاریف درست نباشد، آن علم نتیجه ای در بر نخواهد داشت.
در کلام الله شریف هم همینطور است، ما اگر بتوانیم کفر، شرک و اصحاب یمین و شمال را تعریف درستی کنیم، می توانیم قرآن را بفهمیم. 
مثلاً یک جا تعریفی را می خوانیم که می گوید، نفس چیست؟ نفس همان جسم است، نفس همان روح است، نفس همان خود است. اگر بپرسید جسم چیست؟ می گویند: جسم همان نفس است و اینجاست که همه چیز برای تعاریف اشتباه در نظر گرفته می شود. 
ما هر عملی انجام بدهیم، عیناً بازتابش را می بینیم. اگر جلوی حقیقت را بگیریم، اگر مانع از خیر شویم، نتیجتاً آن سد و پرده اول جلوی چشمان خودمان قرار می گیرد و به واسطه آن نمی توانیم خوبی و زیبائی را ببینیم و زیبائی را نمی توانیم درک کنیم و وقتی نتوانیم این زیبائی و خوبی را درک کنیم، همان صفاتی که چشم نداریم در دیگران ببینیم، در ما ضعیف و ضعیف تر می شوند. 
موضوع بعدی؛ هنر 
ما در کنگره یک تعریفی از علم داریم، قوانین تغییر، تبدیل در هستی که بر راستی و درستی دلالت دارند و حقیقتی را بیان می کنند. ما می گوییم هر چیزی که در این قضیه بگنجد، علم می شود. مثلاً ما روش DST را بعنوان علم قبول داریم، چون تغییر و تبدیل را بیان می کند، نحوه تغییرات را بیان می کند و بر راستی و درستی دلالت دارد. ولی در مورد متد سم زدایی، آیا ما این تعریف قابل قبول است؟! شخصی که مصرف کننده بوده است و ما به او متد سم زدایی را داده ایم و در او تغییری در جهت منفی بوجود آمده است، بنابراین طبق تعریف ما سم زدایی ، روش علمی محسوب نمی شود و یک روش غیرعلمی است. 
برای هنر چطور؟ آیا ما می توانیم تعریفی برای هنر داشته باشیم؟ اصلاً داشتن این تعاریف به چه دردی می خورد؟ 
دانستن این تعاریف به انسان کمک می کند که در مسیر زندگی انتخابهای درستی انجام دهد. شما می توانید تشخیص بدهید که چه کاری هنر است و چه کاری هنر نیست و با دانستن آن، اتفاقات خوبی می افتد. 
اول باید بدانیم که هنر چه کار کرده است؟ هنر از دو کلمه به نام (سو) : نیکی، (نره) : مرد و زن تشکیل شده است. به هنرها را به هنرهای هفت گانه تقسیم کرده اند: 1ـ سینما 2ـ رقص 3ـ موسیقی 4ـ شعر 5ـ تئاتر 6ـ نقاشی 7ـ مجسمه سازی
معمولاً هنرمندان یک چیزی خلق می کنند و این خلق، یک تأثیری در انسانها بوجود می آورد و معمولاً می بینیم که هنرمندان زندگی معمولی ندارند و ممکن است کارهای خاصی انجام بدهند. آیا هر چیزی را می توان هنر نامید؟ 
هر صوت و تصویری که بتواند حقیقتی را در کمترین ساختار ممکن، بیان نماید که منجر به احیاء و بازسازی و یا به قولی باعث ایجاد تعادل و تعالی در انسان شود، را هنر می گوییم. 
همیشه اگر می خواهیم یک شعر را معنی کنیم، می بینیم که معنی شعر از خود شعر بیشتر است. هرچقدر آن مفهوم بزرگتر و کامل تر باشد و در عبارت کمتری جای بگیرد، از نظر هنری جایگاه و ارزشش بیشتر است و خاصیتش بیشتر است. این قضیه ممکن است در شعر صادق باشد، ولی در تئاتر چطور؟ 
آیا جملاتی پیدا می شود که آنها را جایگزین جملات شکسپیر شود و مفاهیم بهتری منتقل کنیم؟ تابحال کسی اینکار را نتوانسته است انجام بدهد. اگر یک مطلبی پیدا شود که حقیقتی را در خلاصه ترین شکل خودش و زیباترین شکل خودش بگوید و از آن بهتر چیزی برای بیان کردن نباشد، به آن مجموعه اثر جاودان یا شاهکار هنری می گوییم. 
آیا جمله ای که گفته شد در انسان باعث ساختنش می شود یا باعث تخریبش؟ 
توانا بود هر که دانا بود، ز دانش دل پیر برنا بود ... و همچنین شعری که در کمترین ساختار شخص بعد از خواندن آن خودکشی کند. 
چیزی که هنرمند بوجود می آورد و ما اسمش راخلق می گذاریم، در واقع دریافت قضیه است. شخص آن را دریافت می کند و بعد منتقل می کند و برای اینکه دریافت کند، باید گیرنده ی قوی باشد. برای اینکه گیرنده ی قوی باشد، باید حس قدرتمندی داشته باشد. چون حس مثل یک خبرنگار در هستی می چرخد و مطالب را جمع آوری می کند. 
اگر حس در هنرمند بوجود بیاید، بایستی شخص تجربیات خاصی را تجربه کرده باشد که این قضیه باعث قوی شدن حس او شده باشد. هر انسانی که سختی بکشد و فراز و نشیب های زیادی را تجربه کند، حس در او قدرتمند می شود.
ویژگی بعدی هنرمند این است بایستی معرفت داشته باشد، تا جواهر و مروارید دریافت کند، وگرنه 200متر زیر دریا می رود و آشغال و کهنه دریافت می کند. شخص باید تشخیص داشته باشد تا مفاهیم را درست پیدا کند.
معرفت، ظرفیت یا دانایی اگر در شخص بوجود نیامده باشد، در او انفجار بوجود می آید. 
همانقدر که حس شخص قوی می شود، بایستی معرفت و ظرفیت شخص رشد پیدا کرده باشد، که اولاً مطالب درست را بگیرد، دوماً وقتی دریافت کرد، باعث انفجار حس، تفکر و خارج شدن از مدارش نشود. 
ویژگی سوم یک هنرمند در مرحله دریافت آثار هنری این است که بایستی فن آن کار را بلد باشد. بایستی نت بلد باشد تا اصوات را بتواند براحتی تبدیل کند.
یک نفر ممکن است حس قوی داشته باشد، ظرفیت هم در او بوجود آمده باشد، ولی فنون بلد نباشد، در ادامه فنون را آموزش خواهد دید. 
در ادامه استاد می بیند که ذوق هنری در شخص وجود دارد، بصیرت و دانایی را هم دارد و می داند که در ادامه شخص می تواند تبدیل به یک هنرمند شود، به او می گوید که ادامه بده ... 
اگر این سه مورد را ما داشته باشیم، وارد شرایطی می شویم که می توانیم به دریافت هنر و تولید آثار هنری دست پیدا کنیم. اگر یکی از اینها نباشد، متوقف خواهیم شد. 
موسیقیدانان بزرگ، چیزی از خودشان خلق نکردند. هنرمندان آثار هنری را می توانند از جایی دیگر مطالب را دریافت کنند و هرچقدر بتوانند آن را در قالب زیباتر بیان کنند، آن قضیه از نظر هنری اثر بهتری پیدا می کند.
همه لازم نیست به مرحله دریافت هنر برسیم، چون پوست انسان کنده می شود، ولی همه می توانیم از هنر لذت ببریم و از هنر برخوردار باشیم. می توانیم ساز یاد بگیریم و شعر بخوانیم. پس به هر انسانی نمی توانیم بگوییم هنرمند و به هر چیزی نمی توانیم بگوییم هنر. 
 
سخنان آقای مهندس:
امیدوارم حالتان خوب باشد، حال من هم بحمدلله خوب است. 
چند نکته، مدت زمان دریافت نشان رهایی، 14روز بعد از آن تاریخ است. مثلاً نشان 3ماه ، تنها تا 14 روز بعد از آن امکان پذیر است. 
ـ فالوآپ باید در موعد مقرر انجام شود. کسی که فالوآپ انجام ندهد، اصلاً سفردومی محسوب نمی شود. کسی که برای فالوآپ نمی رود، حتماً مشکل و ضعف دارد. هر کس بخواهد فرم تولد بگیرد، باید فالوآپ 6ماهگی و یکسالگی را انجام داده باشد. 
ـ کسی که فالوآپ انجام نداده باشد، در لژیون نمی تواند شرکت کند. 
مطلب دیگر که حائز اهمیت است، مسئله ای است که امین هم به آن اشاره کرد. مسئله منابع طبیعی برای ما خیلی اهمیت دارد و خیلی ارزشمند است. شاید ما بتوانیم از منابع طبیعی برای دانشگاه استفاده کنیم و همچنین برای کارهای فوق برنامه بچه ها. 
مسئله ای که از این ببعد مطرح می شود، مسئله ی اردوهای آموزشی و درختکاری و حتی پیمان وادی هشتم، از این ببعد در تقسیم بندی جهان بینی قرار می گیرد. ما یکسری کارهای جسمی و روانی داریم و یکسری کارهای جهان بینی. 
الآن ما درختان را کاشته ایم، این کافی نیست. کاشتن درخت فقط 2درصد از عملیات یک درخت است، بعد از آن پرورش است. الآن باید لژیون های درختکاری و آبیاری را تشکیل دهیم. همان لژیون ها می توانند در امور درختکاری مداخله کنند. هفته ای یکبار لژیون هایی که داوطلب هستند، بهمراه شاگردانشان برای آبیاری با محل های مورد نظر می روند. لژیون هایی که آمادگی دارند، می توانند اعلام آمادگی کنند و از هفته دیگر کار خودشان را زیر نظر دیده بان اردو و اردوبانان رسماً شروع کنند.
در مورد دستور جلسه که چی؟
ما در مورد که چی؟ یک مثلث داریم. یک ضلع : خود ما بعنوان فاعل  ـ ضلع دیگر : موضوع ـ ضلع سوم : نتیجه .
من می خواهم درمان اعتیاد کنم. من فاعل این کار هستم، موضوع درمان اعتیاد است. نتیجه آن چیست؟ 
من در حال غیبت کردن هستم، نتیجه این غیبت کردن چه می شود؟ 
غیبت مثل چاقویی می ماند که ما تیغه را در دست خودمان گرفته ایم و با دسته ی آن می خواهیم به دیگران ضربه بزنیم. غیبت یعنی می خواهید به یک نفر اسید بپاشید، اسید را داخل دهانتان می کنید تا به دیگران بپاشید. ضربه ی غیبت اول از همه به خودتان می خورد. 
موضوع که چی همین است که مثلث است و سه ضلع دارد. فاعل، فعل، نتیجه. ما از صبح تا هنگام خواب، با این که چی در تما
هستیم. شب می خوابیم که چی؟ صبحانه می خوریم که چی؟ سرکار می رویم که چی؟ اگر ما در موضوع که چی، این مثلث را در نظر بگیریم، کل مسایل به گونه ی دیگر می شود و متوجه همه چیز می شویم. 
 
نام فایلتاریخلینک
فایل صوتی سخنان مهندس96/03/17دانلود
فایل صوتی رهایی ها96/03/17دانلود

نگارنده: مسافر احمد شریفیان

منبع:سایت کنگره60

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :