تبلیغات
mohamad60 - کارگاه آموزشی جهان بینی چهارشنبه، سیستم ایکس

mohamad60

بسمه تعالی
جلسه ششم از دوره شصتم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه سیستم ایکس در روز چهارشنبه مورخ 96/7/12 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری مسافر امیر راس ساعت 10 صبح آغاز به کار نمود. 


چند نکته؛ 
1ـ در کنگره معلولین پذیرفته می شوند، منتها یک زمانی شعبه ای طبقه دوم است و معلول هم بایستی همراه با ویلچر تردد کند، بالا و پایین رفتن این رهجو کار مشکلی است و ایجاد زحمت می کند. همینطور یک راهنما که معلولیت دارد، برای تردد کردن ممکن است باعث بهم خوردن نظم جلسه و جابجا شدن صندلی ها گردد. بهرحال بهتر است که معلولین یا کسانی که با ویلچر تردد می کنند، به شعبی مراجعه کنند که طبقه همکف باشد.
2ـ در کنگره شخص بی سواد را نمی توانیم بپذیریم. چون وقتی راهنما به او می گوید: سی دی بنویس، کتاب بخوان، مشارکت کن، می گوید: سواد ندارم. کنگره درمان خالی نیست، بلکه در کنار درمان، جهان بینی هم وجود دارد. پذیرفتن این افراد عمل سالم نیست.
3ـ سفر دومی ها باید طبق قانون برای فالوآپ مراجعه کنند و مسئول این کار راهنمای لژیون است. اگر یک سفر دومی در لژیون برای فالوآپ مراجعه نکند، مسئول راهنما است. تصمیم گرفتیم که یک نفر مسئول در شعب جهت پیگیری فالوآپ سفردومی ها بگذاریم. اگر یک نفر برای فالوآپ 6ماه نیاید، حتماً کلاهش پشم دارد. کسی که دو ماه بعد از رهایی برای فالوآپ گرفتن بیاید، رهاییش از همان موقع به حساب می آید. کسی که فالوآپ نرفته باشد، اصلاً در کنگره به رسمیت شناخته نمی شود. 
4ـ سن پذیرش در کنگره ، 56سال است. ولی ممکن است ما 60 سال و 70 سال بپذیریم. ولی برای افراد بالای 56سال، یک نفر مسئول بالاتر باید تائید کند. ایجنت باید نامه بنویسد و به مسئول بالاتر ارجاع می دهد و بعد از اینکه شخص توجیه شد، می تواند به سفر ادامه دهد. مثلاً به او می گویند که شما 60 سال دارید، اگر راهنمای شما که 26سال سن دارد، به شما گفت باید از روی سی دی بنویسید، نمی توانید بگویید که تو جای پسر من هستی و ...
و اما دستور جلسه هفتگی که تئوری یا فرضیه ایکس؛ 
ما از اول نخواستیم که مثل یک محقق در آزمایشگاه بررسی و تحقیق کنیم ، تمام آنچه برای من اتفاق افتاد، به صورت اتفاقی و خواست خداوند بود. من از روز اول نمی خواستم متد DST را ابداع کنم، ولی متد DST خودش درست شد. من اول پذیرفتم که مصرف کننده هستم و اعتیاد هم طبق نظریه تمام دنیا درمان ندارد و باید تا آخر عمر مصرف کننده باشم، با خودم گفتم، اگر من می خواهم مصرف کننده باشم، باشم، حرفی نیست، ولی من باید چه مقدار مواد و چه ساعتی مواد مصرف کنم؟ یک مصرف کننده الکل باید بداند که چه نوع الکلی مصرف کند؟ چه ساعتی و چه مقداری مصرف کند؟ 
نوع مواد مصرفی ، میزان مصرف و ساعت مصرف برای من مشخص شد. ابتدا در 5 وعده تنظیم کردم، بعد از مدتی 4 وعده و بعد کم کم شد 2 وعده و رفته رفته دورنمای راه مشخص شد و آنجا بود که متد DST در آمد. تئوری سیستم X، هم خودش درآمد، چون شرایطی بوجود آمد که من فکر نمی کنم، این شرایط برای هیچ کسی بوجود بیاید. در بالاترین کشورهای پیشرفته،  وقتی می خواهند مثلاً روی 20 نفر تحقیق بکنند ، برای هر بار تحقیق کمیته اخلاق هم باید مجوز بدهد، بعد از تحقیق، ممکن است شخص شکایت کند و طلبکار شود. کاری که من در متد DST در تهران انجام دادم و هنوز هم ادامه دارد، این بود که گفتم تمام مصرف کنندگانی که به نقطه پایان می رسند، هیچ راهنمایی اجازه ندارد که دستور قطع اینها را بدهد، باید دستور قطع مواد اینها را من بدهم. علت هم این بود که در اوایل کنگره بعضی راهنما وقتی رهجو به نیم گرم می رسید، می گفتند که قطع کن و وقتی من دیدم چنین شرایطی حاکم است، گفتم که تمام مسافران برای گرفتن فرمان قطع باید به من مراجعه کنند و من دستور قطع بدم، اینها وقتی پیش من می آمدند، من از آنها سوال می کردم و اطلاعات می گرفتم . یعنی این شرایطی که برای من پیش آمد، این است که چندین هزار مصرف کننده مواد مختلف مثل شیشه، هروئین، تریاک و... یک کانال نزد می آیند. الآن نزدیک 11هزار نفر روی اوتی داریم، یک پروتکل، یک شکل، یک نظم، یک وضعیت خاص و همه عین هم عمل می کنند. 
من در هفته 70 ، 90 ، 100 نفر رهایی می دهم. کجای دنیا این مقدار رهایی متشکل می تواند داشته باشد؟ ممکن است در کشور 200نفر روی متادون باشند، ولی هر کدام روی یک کانال هستند و کانال های متعدد هستند و یک شخص روی یک مسیر نیست.
وقتی این افراد برای گرفتن رهایی می آمدند، من از آنها می پرسیدم که چطوری؟ شخص می گفت: آقای مهندس، من از بچگی میگرن هم داشتم، الآن بعد از درمان اعتیاد، میگرن من هم خوب شد. یکی دیگر می گفت: من از بچگی آسم داشتم و الآن بعد از درمان آسم من هم خوب شده است. یکی دیگر هم می گفت: که من قبلاً بیماری کولیت داشتم، و الآن بعد از درمان، کولیت من هم خوب شده است. اوایل من می گفتم: خدا رو شکر و الحمدلله که خوب شد . ولی بعدها دیدم که مراجعات زیاد است و این موضوع بر اثر مشاهده روی افراد پیدا شد، من فقط آنالیز کردم. چرا ما در حال درمان اعتیاد هستیم و یک مرتبه MS شخص خوب می شود، نقطه مشترک بین اعتیاد و درمان بیماریها در کجاست؟ 
در نتیجه، گفتیم که اعتیاد از نظر ما جایگزینی است، یعنی وقتی فرد مواد مصرف می کند، بر اثر مصرف مواد مخدر، ناقل های عصبی یا نوروترنسمیترها از تعادل خود خارج می شوند، ما با تئوری DST و تریاک، تعادل اینها را به حالت اول بر می گردانیم. حالا چرا با تریاک؟ بخاطر اینکه تریاک بین 25 تا 50 آلکالوئید دارد که با سیستم عصبی انسان همخوانی یکسان دارند. 
متادون، از تبائین تشکیل شده و تبائین یکی از مشتقات تریاک است. ترامادول از نارسئین تشکیل شده است و نارسئین یکی از مشتقات تریاک است. پس تریاک یک مجموعه کامل است. 
تئوری ایکس می گفت مواد ذره ذره وارد بدن شده اند و از سد خونی مغز عبور کرده اند و تعادل بیوشیمی هورمون ها و ناقل های عصبی بهم ریخته است و ما این حالت را معکوس کنیم. این تعادل چطور بهم می خورد؟ خانم های مصرف کننده تخمک گذاری شان بهم می ریزد و این بدلیل این است که هورمون های آنها دستور نمی گیرد و تعادل بیوشیمی برقرار نیست، ولی بعد از اینکه روی روش DST  درمانشان را شروع کردند، کم کم تخمک گذاری آغاز شد. همه اینها را ما مشاهده کردیم. 
من به این نتیجه رسیدم و اینها همه تئوری است که البته با دانشگاه تهران در قسمت ضایعات نخاعی تحقیقات مشترکی بر روی کولیت اولسراتیو داریم که در حال برگزاری یک پایلوت هستیم. حتی با دانشگاه تهران ، DST را عمل کردیم و نتیجه عالی گرفتیم، فقط مقالات آن منتشر نشد. 
آنجا فهمیدیم که یک نقطه مشترک بین بیماری اعتیاد و سایر بیماری ها، وجود دارد و من اسم آن نقطه مشترک را سیستم ایکس گذاشتم. سیستم ایکس یعنی، مجموعه ناقل های عصبی، هورمون ، مدیاتورها، غدد درون ریز و برون ریز.
تئوری ایکس می گوید: اگر مجموعه این ناقل ها و هورمون ها، بهم بخورد و تولید هرکدام از مواد از تعادل خودش خارج شود، یک بیماری اتفاق می افتد. مثلاً اگر سروتونین پائین بیاید، تبدیل به اوتیسم می شود. اگر دینورفین کم شود، تبدیل به کولیت اولسراتیو می شود. اگر دوپامین بالا برود، تبدیل به اسکیزوفرنی می شود. اگر دوپامین پایین بیاید، تبدیل به پارکینسون می شود. 
پس این ناقل های عصبی، اگر بالانس و تعادلشان بهم بخورد، یک بیماری را بروز می دهند و اگر ما، این سیستم را بتعادل برسانیم، بیماری درمان می شود. 
این سیستم ایکس به دو شکل تخریب می شود، 1ـ افکار و اندیشه     2ـ موادمخدر، قرص و ...  
افکار و اندیشه: ما بالای 150 بیماری داریم به نام بیماریهای روان تنی یا سایکوسماتیک یا بیماری های عصبی. یعنی شخص افکار و اندیشه اش مشکل دارد و روی جسمش اثر می گذارد و جسمش مریض می شود. افکار منفی، ترس، استرس، افسردگی روی سیستم ایکس اثر می گذارد و یک بیماری تولید می کند. ما شاهد این هستیم که بسیاری از افراد که دچار این بیماری ها بودند، بعد از درمان اعتیاد، بیماریشان هم برطرف شد. 
خیلی ها بودند که بعد از درمان اعتیاد، مشکلات بچه دارشدنشان هم برطرف شد. اما ما نمی توانیم در کنگره، کار درمان بیماری ها را انجام بدهیم، چون این در مرحله تئوری است و متخصصین وپزشکان بایستی بررسی لازم را انجام بدهند و بعد به صورت اجرایی در آید، چون حوزه فعالیت ما، درمان اعتیاد است. 
اگر می گوییم بچه هایی که ما در کنگره می گوییم وقتی به درمان اعتیاد میرسند، سایر بیماری هایشان درمان می شود، بدلیل به تعادل رسیدن سیستم ایکس است. 
من مطمئن هستم که تئوری ایکس در آینده یک تحول بسیار بزرگ را در سیستم پزشکی ایجاد خواهد کرد، همانطور که درمانDST  در درمان معتادان تحولاتی را بوجود آورده است. 
 

نام فایل

تاریخ

لینک

فایل صوتی سخنان مهندس

96/07/12

دانلود

نگارنده: مسافر احمد شریفیان

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :