تبلیغات
mohamad60 - کارگاه آموزشی جهان‌ بینی؛ وظایف راهنما و رهجو

mohamad60

به نام خدا


این جلسه دهمین جلسه از دوره شصت و یکم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه وظایف راهنما و رهجو در روز چهارشنبه 96/12/25 به نگهبانی و استادی مهندس و دبیری همسفر فهیمه راس ساعت 9:50 آغاز به کار نمود.


سلام دوستان حسین هستم یک مسافر.
امیدوارم حالتان خوب باشد، حال من هم بحمدلله خوب هست.
امروز 25 بهمن ماه است. دستور جلسه این هفته وظایف راهنما و رهجو است. هیچکس بدون مسئولیت نیست. وقتی یک نفر مسئول است، یعنی مورد سوال قرار می گیرد. یعنی بایستی پاسخگو باشد و هیچکس پیدا نمی شود که پاسخگو نباشد، این موضوع هم دوطرفه است.
کلیه مسئولین در برابر ارباب رجوع مسئول هستند، ارباب رجوع هم در برابر مسئولین ، مسئول هستند. فرزندان در برابر پدر و مادر، پدر و مادر در برابر فرزندان مسئول هستند. در مورد راهنما و رهجو هم همینطور است، طرفین مسئول هستند. همینطور که از رهجو می خواهیم که کارهایش را درست انجام بدهد، از راهنما می خواهیم که کارهایش را درست انجام بدهد.
این طور نیست که بگوییم هرچه راهنما گفت، بگوییم چشم. در مسئله مسیر درمان و حرمت کنگره هرچیزی که راهنما بگوید، رهجو بایستی بگوید چشم. در غیر اینصورت جوابگو نیست.
وای بحال روزی که راهنما، بخواهد شاگردانش را نگه دارد، مجبور می شود که امتیاز به آنها بدهد و پوئن بدهد و این جزء فساد چیز دیگری به بار نمی آورد. راهنما بایستی به رهجو تکلیف بدهد و رهجو بایستی تکالیفش را انجام بدهد.
برنامه ای که در کنگره پیش رو داریم این است که مرزبانان جلوی درب می نشینند، اسامی افرادی که حضور پیدا می کنند یادداشت می کنند و کارت هایشان را بررسی می کنند، بعد این گزارش را به راهنمایش ارائه می دهند که فلان رهجوی شما در این ساعت آمد، یا فلان رهجو اصلاً  آخر جلسه آمد. همانطور که راهنماها حضور غیاب دارند، رهجوها هم بایستی حضور و غیاب داشته باشند. همانطور که یک راهنما اگر غیبت زیاد داشته باشد، بازخواست می شود، رهجو هم اگر غیبت زیادی داشته باشد، بازخواست می شود.
یعنی تمام مسائلی که ما برای مسافران داریم، برای همسفران هم داریم. راهنمایان همسفران هم اصلاً کوتاه نیایند، رهجوهایشان باید به موقع بیایند، تکالیفشان را انجام بدهند و مرتب باشند، اگر اینطور نبودند، به مرزبانی ارجاعشان دهید.
بارها گفته ام که همسفران، صدبرابر از مسافران حالشان بدتر است. چون آنقدر استرس و فشار روحی و روانی به آنها وارد شده است که اصلاً خودشان متوجه نیستند. مثل این می ماند که در هزارچم جاده چالوس یک نفر دیوانه با سرعت رانندگی می کند، خود راننده اصلاً متوجه نیست، بلکه کسی که کنارش نشسته است، نصف عمر می شود. همسفران هم دقیقاً همینطور هستند.
بعد از جلسه سوم و چهارم به همسفر بگویید که بایستی مسافر را رها کند و خودش را مشغول کند و مرتب شود. حتماً به رهجویتان تکلیف بدهید و از او بخواهید که جلسه بعد متن سی دی یا کتاب را بنویسد.
حضور غیاب باید حتماً انجام شود، تکلیف حتماً باید داده شود، شاگرد را با فامیلی و القاب صدا نکنید، بگذارید محیط، یک محیط صمیمی باشد و اختلاف نیفتد. وقتی یک نفر شیره و هروئین می کشد، اگر عنوان هم به او بدهید، خودش را گم می کند.
وقتی به یک نفر که مصرف کننده است، می گوییم حاجی، آبروی حاجی را برده ایم. برای فرم های سیگار اسم کامل را بنویسید، برای مرزبانی و راهنمایی اسم و فامیل کامل بنویسید، ولی برای تازه واردین فقط اسم کوچک را بنویسید.
طبق سی دی موج و ذره، همانقدر که لژیون ارزش دارد، جلسه هم ارزش دارد. اینها دو طرف یک سکه هستند، شخص در لژیون یک نوع آموزش می بیند، در جلسه یک نوع آموزش. درست مثل زندگی روزمره ما می باشد، ما در خانه یک نوع آموزش می بینیم و در بیرون از خانه و مدرسه یک نوع آموزش می بینیم. آموزشی که شاگرد در جلسه بزرگ می گیرد، در لژیون نمی گیرد. شما باید در لژیون رهجو را آماده کنید برای جلسه بزرگ.
راهنما اولین وظیفه اش این است که قلباً و با تمام وجودش، دوست داشته باشد که رهجویش به رهایی برسد. اگر این خواسته در راهنما باشد، این بعنوان موتور راهنماست. مسئله دیگر این است که باید بگونه ای حرکت کند که عشقش سرد نشود. اگر راهنما عشقش نسبت به رهجو در صراط مستقیم و درست باشد، هیچ موقع این عشق سرد نمی شود، همیشه این عشق گرم تر و محکم تر می شود و سردتر نمی شود. آنجایی عشق به رهجو کم می شود که راهنما با رهجو مسافرت و ویلا می روند و چلوکباب می خورند و میهمانی می روند. در این زمان، رهجو مقابل معلمش می ایستد و جوابش را می دهد، تحویلش نمی گیرد و شخصیت راهنما، مثل صخره گلی، فرو می ریزد. راهنما باید کاری کند که همیشه آن صلابت و سنگینی و محکم بودنش، استوار باشد. نباید از صراط مستقیم دور شود، در مسائلی که به او مربوط نیست دخالت نکند، به ما ربطی ندارد که فلانی می خواهد طلاق بگیرد. در این کارها وارد نشوید، ما فقط متخصص موادمخدر هستیم و در این چهارچوب حرکت می کنید.
پس شرط اول عشق و شرط دوم اینکه کاری کند که این عشق فروکش نکند. هر وقت گفتیم که بشکنه این دست که نمک نداره، بدانید که یک گوشه کارتان می لنگد، دکان داری کرده اید و یک چیزی داده اید و حالا می خواهید یک چیزی بگیرید.  بارها گفتم شعار راهنما باید این باشد: عاشق را حساب با عشق است، با معشوق هیچ حسابی نیست.
عشق شما این است که رهجو را به رهایی می رسانید، با خود رهجو کاری ندارید، وقتی رهجو به رهایی می رسد، عشق می کنید و انرژی می گیرد، حالا اصلاً مهم نیست که رهجو به شما فحش بدهد، چون حساب شما با عشق است. باید این فاصله ها را همه ی ما حفظ کنیم.
بقیه مسایل را هم که خودتان می دانید و من وارد جزئیات نمی شوم، چون راجع به این موضوعات زیاد صحبت کرده ایم.
پس کاری که در تمام شعب و برای تمام گروهها (همسفران، مسافران، آقایان و خانم ها) انجام می دهیم این است که حضور و غیاب همه اعضای کنگره 60 الزامی است و این وظیفه برعهده مرزبانان است.
امیدوارم که در این کار موفق باشیم و بتوانیم مقدار رهایی مان را روز به روز افزایش بدهیم.
ساختمان جدید کنگره را هم تحویل گرفته ایم و از نظر استحکامات و قسمت اداری در حال آماده سازی است.
از اینکه به صحبت های من گوش کردید، سپاسگزارم.

نام فایل

تاریخ

لینک

فایل صوتی سخنان مهندس

96/11/25

دانلود

نگارنده: مسافر احمد شریفیان

 

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :