mohamad60

بنام خدا
 
این جلسه چهاردهم جلسه از دوره پنجاه و ششم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 با دستور لژیون مالی در روز چهارشنبه مورخ 95/7/7 به استادی و نگهبانی جناب آقای مهندس و دبیری مسافر پیمان راس ساعت 12:00 آغاز بکار نمود.
 



امیدوارم حال همه شما خوب باشد، بحمدلله حال من هم خوب است. به مرزبانان خانم و آقا خداقوت می گویم، همه خوب بودند. امیدوارم بتوانند به خوبی به وظایفشان عمل کنند. امروز هفتم مهر ماه است، هفت روز از فصل پائیز می گذرد و وارد فصل سرما می شویم. ساعت هم 12:03 است.
دستور جلسه امروز ما لژیون مالی است. وقتی وارد مرحله کنگره 60 می شویم، گوئی چرخ از نو در حال اختراع شدن است.  چون همه چیز یک حالت دیگری دارد، اعضای کنگره 60 از مرز 41.000 نفر گذشته است. حدود 14ماه پیش ما حدود 20.000 نفر بودیم و این در شرایطی است که ما شدیداً جلوی گسترش کنگره را گرفته ایم. خود ما نمی خواهیم کنگره از این گسترده تر شود، خود ما نمی خواهیم لژیون و شعب جدید احداث کنیم. چون می گوئیم اگر کمیّت بالا برود، نمی توانیم آن را کنترل کنیم. چون کیفیت برای ما خیلی اهمیت دارد. به قول قدیمی ها، یک مرد جنگی به از صدهزار ... حالا در نظر بگیرید، 41.000 نفر مجموعه کنگره 60 هستند و با بیش از 50 مرکز. یک نفر در اینجا حقوق بگیر نیست. چگونه هزینه های این گروه می چرخد. شما برای اداره یک خانواده چند نفری با هزاران مشکل روبرو می شوید، حالا در نظر بگیرید، کنگره با این وسعت و 41.000 نفر عضو چگونه باید کنترل شود؟
در کنگره 60 که می گویم چرخ از نو اختراع می شود، این تعاریف فرق می کند، ما در کنگره 60 رئیس نداریم، ما نگهبان داریم. چون وقتی می گوئیم رئیس، تصور می شود که یک آقابالاسر هست که در رأس هرم است. ما اینجا هرم نداریم، ما ریشه داریم، ما پایه داریم. مفهوم نگهبان ریشه است، نگهبان یعنی کسی که از دیگران باید مراقبت کند، نه اینکه آقابالاسر باشد.  چوپان نگهبان گله است، گله را باید از گرگ و خطر دور کند و به آب و غذا برساند. 
نگهبان کنگره، باید کنگره را نگهداری کند، از گردنه های مختلف این کشتی را عبور دهد و سالم به مقصد برساند.  لغات معنای واقعی خودشان را از دست داده اند، وقتی مسئله گروه مطرح می شود، گروههای سیاسی به ذهن می خورد. ولی وقتی می گوئیم لژیون، یعنی گروهی که تشکیل شده از یک راهنما و اعضای آن.  وقتی می گوئیم دیده بان، یعنی یک نفر که باید همه چیز را رصد کند و ببیند و ناظر باشد.
ما از مسائل متعدد گذشتیم و خوشبختانه قانون 11 کنگره 60 ، هزینه های جاری ما را تأمین می کند. در کنگره یک ریال پول رد و بدل نمی شود. حتی هیچ پولی دست خود من نمی آید، به امور مالی هم پول نمی رسد، خزانه توسط مرزبانان به بانک واریز می شود، بعد گروههای درخواست هزینه می کنند، فاکتورها به حسابداری داده می شود و حسابداری بعنوان تنخواه پولی را به آنها پرداخت می کند. حتی اگر کسی حامی می شود، می گوئیم به حساب زمین واریز کنید یا چک نمی گیریم، می گوئیم برو بریز به حساب بانک. برای شعب دستگاه پوز تهیه کردیم، که پول ها را به حساب جاری کنگره 60 بریزند. سبدها هزینه ما را تامین می کنند، قبول هم نکردیم که از بیرون کمک گرفته شود، فقط باید از داخل کنگره 60 کمک ها تامین شود.  گاوی که نان گدائی می خورد، شخم نمی زند، ما باید روی پای خودمان بایستیم، یک موقع خانواده های بی سرپرست، معلولین، بچه های یتیم هستند و آنها باید از بیرون کمک شوند، ما که نمی توانیم از بیرون کمک بگیریم. اعضای کنگره 60 یکسری بازرگان، کاسب، فوق لیسانس هستند، اینها مثل معلولین نیستند که از بیرون کمک بگیریم، واقعاً برای ما کسر شأن است که یک خیّر از بیرون بیاید و هزینه های ما را پرداخت کند. این باعث سرافکندگی است.  چون ما در کنگره 60 افراد قوی داریم که هر وقت لازم شده به ما کمک کرده اند. ما از روزی که کنگره 60 را شروع کردیم، یک روز نشده است که ما مشکل مالی داشته باشیم (بحمدلله)، اوایل که در میدان انقلاب بودیم، وقتی می خواستیم برای 8 نفر آش برای افطاری بگیریم، قادر نبودیم.
 

گروه مالی، مخصوصاً آقای سلامی خیلی برای کنگره و قسمت مالی زحمت کشیدند، آقای فرهاد، آقای سبزه ای، آقای فریدون، آقای محمد صداقت خیلی در قسمت مالی به ما کمک می کنند.  خرج روزانه ما تامین می شود و ما هم از بیرون نباید کمک بگیریم، حالا اگر بخواهیم زمین برای کنگره بگیریم، با این سبد پول نمی توانیم این کار را انجام دهیم. ما دو مرکز برای تهران گرفته ایم، یکی شهرک غرب و یکی سعادت آباد، نزدیک 800 میلیون تومان هزینه رهن این مکان ها شده است. بخاطر اینکه قبلاً محل این نمایندگی ها فرهنگ سرا بود. ما نیاز به منابع پولی داریم و در اینجا سبدها کار نمی کند، در اینجا بود که ما طرح حساب زمین را ریختیم و حساب زمین قابل اجرا است و خیلی جواب داد. از این طرح ما توانسته ایم خیلی جاها شعبه احداث کنیم.
بعد آمدیم مسئله مالی را هم تبدیل به لژیون کردیم، گفتیم بعضی از افراد دبیر، مرزبان، نگهبان، راهنما و ... می شوند، بعضی ها هم استعداد این کارها را ندارند، اینها از نظر پول درآوردن و در امور مالی بسیار قوی هستند. گفتیم اینها را هم مورد استفاده قرار دهیم. این افراد مسئول جمع آوری منابع مالی در کنگره 60 شدند، برای خرید زمین، رهن و اجاره، ایجاد واحداث آکادمی.  ما سال 95 را سال خرید زمین برای آکادمی اعلام کردیم، هیچکسی برای احداث زمین آکادمی پولی پرداخت نکرد. 
مسئله مالی را باید بسیار بسیار جدی بگیریم. چون خیلی مهم است. اولین چیزی که برای هر انسانی در حیات مهم است، امنیت است، که اصلاً ممکن است شما به آن فکر نکنید، که بتواند زندگی کند و جانش حفظ شود، بعد از امنیت، خوراک اهمیت بسیاری دارد. یعنی وقتیکه امنیت و خوراک وسط باشند، خوراک کنار می رود و امنیت مقدم تر است. قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار است.  امنیتی که ما در کنگره داریم، ارزش بسیار بسیار بالائی دارد، ولی ما اصلاً این را نمی بینیم. ما اکسیژن را نمی بینیم، ولی اگر قطع شود، متوجه اهمیت آن می شویم. بعد از خوراک، مسکن اهمیت بسیاری دارد، وقتی پای خوراک و مسکن به میان بیاید، خوراک مقدم تر است. 
بعد از مکان، عشق، دانش، خانواده و ... می آید.  مسئله مالی در همه این موارد مطرح است. انسان احتیاج به امنیت، مسکن، خوراک دارد و در تمام این سطوح مسئله مالی مهم است.  ما گفتیم که در کنگره 60 مسائل مالی را همسطح با مسائل معنوی ارزش قائلیم. یعنی همانقدر که مسائل معنوی مهم است، مسائل مالی هم مهم است. گفتیم که در کنگره 60 هر کسی باید پایه های مالی اش را مستحکم کند. در آموزش ها گفتیم که افراد باید پس انداز داشته باشند. پس انداز برای سرمایه داران نیست، پس انداز برای فقرا است، پس انداز برای انسانهائی است که زندگی متوسطی دارند. کسی که سرمایه دار است نیازی به پس انداز ندارد. 
اگر در روز یک نان خشک می خوریم، باید سه چهارم آن را بخوریم، یک چهارم آن را برای روز گرسنگی مان کنار بگذاریم. از درآمد 500 تومان، باید 100 تومان آن را برای روز مبادا کنار بگذاریم. یک بار درب کنگره 60 را 54 روز بستند، ما جائی نداشتیم، در پیاده رو بودیم و دو ماه در پیاده رو مردم را ملاقات می کردم. ولی الآن خیلی جاها برای خودمان داریم، البته این جاها برای من نیست، برای مردم است.  در این هفته همه باید کمک کنند. از فردا لژیون مالی مطرح می شود، گروه خانواده و همسفران فردا باید جشن را بگیرند، ولی گروه آقایان چون ما یکشنبه، سه شنبه، پنجشنبه جلسه داریم. در تمام گروه ها از روز پنجشنبه شروع به صحبت کردن راجع به مسئله لژیون مالی می کنند. یکشنبه هم راجع به لژیون مالی صحبت می کنند، روز سه شنبه در تمام شعب گلریزان می کنند.
گلریزان اصطلاحی است مربوط به ورزش باستانی و زورخانه و پهلوانان. اینطور بود که مثلاً در محله ای اگر برای یک نفر مشکلی پیش می آمد، برای آن شخص گلریزان می کردند و مشکل شخص را حل می کردند.  ما در روز سه شنبه در تمام شعب (جلسه بسته آقایان) ما گلریزان را داریم. روز دوشنبه در تمام گروه های خانواده گلریزان داریم. برای خانم های مسافر هم سه شنبه گلریزان داریم، برای آقایان همسفر هم فردا در آکادمی گلریزان داریم.
تمام گروهها آقایان و خانواده باید این مراسم را انجام بدهند.  چه کسی باید استاد جلسه شود؟ در هر شعبه ای اگر لژیون مالی دارند، یکی از اعضای لژیون مالی باید جلسه را بچرخاند. باید سرزبان هم داشته باشد.  استادان باید از خود اعضای شعبه باشند. مثلاً استادجلسه آکادمی، باید از اعضای آکادمی باشد. چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است. 
اعضای لژیون مالی آکادمی، نباید به شعب دیگر بروند. مهم این است که این گلریزان انجام شود، یا افراد لژیون مالی، یا اینکه اسیستانت یا ایجنت یا یک پیشکسوت استاد بنشیند.  گروه خانواده هم همینطور است، 3 یا چهار نفر از اعضای گروه خانواده عضو لژیون مالی هستند و جلسه را یکی از این اعضا می نشینند.  استاد تمام شعب،استاد جلسه گروه خانواده، باید از خود اعضای گروه خانواده باشد، گروه خانواده نمی توانند یک مسافر، دیده بان یا آقا را برای لژیون مالی دعوت کنند، باید خودکفا باشند وجلسه را برگزار کنند، ولو اینکه 50.000 تومان جمع آوری شود.  دستگاه پوز در شعب موجود است، افراد می توانند مستقیم وارد حساب کنگره کنند.
 

امیدواریم در هفته آینده، بتوانیم مبالغ قابل توجهی را برای کنگره 60 داشته باشیم، همانطوری که هر کشور یکسری مبالغی دارید که پشتوانه مالیشان است، ما هم باید پشتوانه مالی داشته باشیم. امین برای من صحبت کرده بود وگفته بود که حدود 12 میلیارد دلار ، پشتوانه مالی دانشگاه هاروارد است، یعنی این ذخیره ارزی آنهاست، دانشگاه است ولی پشتوانه مالی دارد. دانشگاهی که پشتوانه مالی ندارد، ده شاهی نمی ارزد. انجیوئی که پشتوانه مالی نداشته باشد، ارزشی ندارد. اگر هیچکسی به کنگره 60 کمک نکند، کنگره باید لااقل بتواند 5 سال به مسیر خودش ادامه بدهد، ما الآن مقداری داریم و مشکلی هم نداریم و از آن انجیوهایی هستیم که در دنیا خودکفا هستیم، ولی پشتوانه را برای آیندگان می خواهیم و مورد نیاز ما هست. 
بنابراین امیدوارم که در هفته آینده، بتوانیم خوب این کار را انجام بدهیم. 
عزیزان در هفته آینده، شربت بگیرید، چراغانی کنید، گل بگیرید، ولی به شرط اینکه اینطور نباشد که 50.000 جمع کنید و بگوئید 500.000 خرج کردیم. در هفته آینده همانند دیگر دستورجلسه‌های هفته‌های جشن و خاص در کنگره هیچ مراسم و یا جشن تولدی برگزار نمی گردد.
از اینکه به صحبت های من گوش کردید، سپاسگزارم.
 
نام فایلتاریخمدت زمانحجم (MB)لینک
فایل صوتی سخنان مهندس95/07/0700:32:2314.8دانلود
فایل صوتی رهایی ها95/07/0702:23:1049.9دانلود
 
نگارنده: مسافر احمد شریفیان
عکاس: مسافر سعید

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :