mohamad60

بنام خدا
چهارمین جلسه از دوره پنجاه و هفتم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 با دستور جلسه تجربه من از روش های ترک اعتیاد و روش درمان DST و بهترین راه در روز چهارشنبه مورخ 95/8/12 به استادی و نگهبانی جناب آقای مهندس و دبیری همسفر فاطمه راس ساعت 11:30 آغاز بکار نمود.
 


 
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر.
امیدوارم حالتان خوب باشد، حال من هم بحمدلله خیلی خیلی خوب است.
دستور جلسه امروز ما روش های ترک است. خشت اول گر نهد معمار کج ، تا ثریا می رود دیوار کج.
یک واژه غلط در  روز اول و نخست برای اعتیاد به کار بردند، بعنوان ترک، این لغط (ترک) که در مورد درمان اعتیاد به کار برده شد، تمام جمعیت کره زمین را گمراه کرد. مسیر اشتباهی رفتند. شاید اگر یک واژه دیگری را جایگزین می کردند، این قضیه فرق می کرد. چون اصلاً اعتیاد از مقوله ترک نیست. همانطور که مسئله بیماری در مقوله ترک نمی گنجد. ما برای بیماری هیچوقت از لغت ترک استفاده نمی کنیم. نمی توانیم بگوئیم شما بیماری اسکیزوفرنی، کلیه و سرماخوردگی خود را ترک کنید.
همه قبول دارند که اعتیاد یک بیماری است. بنابراین اگر اعتیاد یک بیماری باشد، بیماری، ترک ندارد. در خیلی از جلسات من می شنوم که می گویند: روش های ترک اعتیاد فراوانی داریم که هر کسی بسته به فراخور خودش باید روش ترک اعتیاد خودش را انتخاب کند.
این حرف کاملاً غلط است. چون مسئله کافه و رستوران نیست که هر کس بسته به نوع ذائقه اش دستور غذائی سفارش بدهد! در مسئله بیماری که بیمار تعیین نمی کند که در چه مرتبه درمانی صورت بگیرد. وقتی یک نفر ناراحتی قلبی دارد، می گویند شما برو آماده شو برای اتاق عمل. اینطور نیست که یک نفر بگوید آقای دکتر من دوست دارم از این طرف بشکافید، یا اینکه رگ دوم من را دست نزنید و رگ هفتم من را باز کنید....
برای درمان بیماری ها یک روش است. ممکن است از نظر تکنیکی تفاوتهایی باشد، ولی راه و مسیر یکی است. وقتی رگ های قلب می گیرد، آنژیو یک روش و یک جور است. برای ترک هم، چون یک چیز بیهوده است، هر کسی با یک روش (زور، کمپ، زندانی، کتک، قرص و ...) ترک می کند.
ولی درمان از نظر علمی فقط یک روش دارد. در مورد MS (ام اس) هزاران مقاله ISI علمی نوشته شده است، ولی هیچکدام نتوانسته است که ام اس را درمان کنند، همه به جائی می رسند که بیمار باید قرص بخورد و بعد از قرص به مرحله ای می رسد که باید یک روز درمیان یک آمپلوهایی را بزند.
در مورد بیماری های دیگر هم همینطور. در اینترنت بالغ بر ده هزار مقاله علمی در مورد درمان شیشه نوشته شده است، ولی اگر پای حساب می آید، آیا یکی از این مقاله ها می تواند یک شیشه ای را درمان کند؟
پس ما ممکن است روش های ترک زیادی داشته باشیم، چون خود واژه ترک غلط است. یک موقع یک بیماری آنقدر مواد مصرف کرده است که مشائرش کار نمی کند، آن موقع است که می گوئیم این را در یک محلی مثل کمپ بیندازید تا مشائرش کار کند و بعد برای درمان اقدام شود.
صراط مستقیم یک دانه است، دوری از ضدارزش ها و پرداختن به ارزش ها.
روش درمان، روشی است که به مقصد برساند. مقصد: قطع کامل مواد باشد و هدف: درمان کامل. یعنی شخصی دیگر نیازی به مصرف موادمخدر نداشته باشد.
وقتی اسمش را گذاشتیم ترک، اسم نیاز هم می شود وسوسه. چه کسی وسوسه می شود که به قماربازی برود. در اعتیاد فیزیولوژی خوابیده است و تولد مواد متوقف شده است، بدن به موادمخدر عادت کرده است، شخص خوابش نمی برد، وقتی موادمصرف می کند، خوابش می برد و نیازش برطرف می شود. پس اسم این موضوع نیاز است. بعد فاجعه دیگری بوجود می آورد، اینکه ما از مجری چیزی را می خواهیم که قادر به انجامش نیست. در کنگره 60 می گوئیم، شما باید از مجری چیزی را بخواهید، که بتواند انجام بدهد.
اسم درمان شد ترک، اسم نیاز شد وسوسه. بهمراه یک توقع غیرمنطقی. مثلاً همسر به شوهرش می گوید که یکهفته به تو فرصت می دهم، موادت را ترک کن، یا من را انتخاب کن یا مواد؟
یا اینکه مثلاً اگر تو مرا دوست داری، خودت را از ساختمان 20 طبقه به پائین پرتاب کن.
ما اینجا درمان داریم، درمان هم فقط یک راه دارد، راه دیگری ندارد. درمان باید در سه جهت انجام بگیرید: 1ـ جسم 2ـ روان 3ـ تفکر(جهان بینی) ، چون فرد معتاد در این سه مورد از تعادل خارج شده است. 
در این درمان قطعاً نیاز به زمان است، بدون زمان شما نمی توانید این کار را انجام بدهید. شما اگر توانستید، موی سر کسی که بلند است، را بتراشید و بعد از 24 ساعت یا یکهفته رشد کند، می توانید اعتیاد را یک هفته ای درمان کنید. برای هر کاری زمان لازم باید سپری شود.

شما نمی توانید طول درمان اعتیاد را کم کنید. هر کس این طول درمان را کم کند، تخریب بسیار زیادی ایجاد می کند. چون فرایند، فرایند سلولی است، مثل حاملگی. در اعتیاد ترمیم سیستم عصبی وجود دارد و باید حتماً زمان گذاشته شود.

برای درمان اعتیاد، ما نیاز به مصالح داریم. شما برای بیماری اسکیزوفرنی و بایپولار مصالح می خواهید. برای درمان اعتیاد هم مصالح قوی و نیرومند می خواهید. فقط تیراهن کافی نیست، گچ، ماسه، ایزوگام و ... 
برای ترمیم سیستم عصبی مواد و مصالحی نیاز داریم که در تریاک وجود دارد. برای ساختن ساختمان مغز، بین 25 تا 50 نوع مصالح داریم که می توانیم با آن سیستم را بازسازی کنیم. بنابراین زودتر نمی شود. 
مثل کسانی که می خواهند خودشان را لاغر کنند. بقول آقای اشکذری: بعضی ها که می خواهند دیگران را لاغر کنند، اول مریضش می کنند، بعد شخص خودبه خود لاغر می شود.
لاغری تا یک جائی ارزش است، از یک قسمتی به بعد ضدارزش می شود.
میانگین شخصی که 170 سانت قد دارد، متوسط باید 70 کیلو وزنش باشد، چند کیلو هم بالاتر ایرادی ندارد. پس کسی که قدش 170سانت است، نباید وزنش را 50 کیلو کند.
خانمی که قدش 160 سانت است، نمی تواند وزن خودش50 کیلو کند. وقتی یک شخص لاغر می کند، چربی اضافه باید آب شود، نه عضله. کسی که 160سانت قد دارد، اگر از 60 کیلو پائین تر بیاید، عضلاتش می سوزد. 
ما لژیون جونز را برای این دایر کردیم که کسانی که وزن اضافه دارند، کاهش وزن پیدا کنند و کسانی که 100 کیلو وزنشان است، وزن خودشان را کم کنند. نه اینکه کسی که 60 کیلو وزن دارد، خودش را به 40کیلو برساند. 
 
 
راه درمان ما فقط یک راه است و آن راه همین است که باید سیستم های عصبی بازسازی شود. تمام ناقل های عصبی که اسمش سیستم ایکس است باید بازسازی شوند. برای همه بیماری ها این سیستم ایکس باید بازسازی شود و اگر بازسازی شود، بهبودی حاصل می شود و اگر بازسازی نشود، بهبودی حاصل نمی شود. برای این کار ما زمان نیاز داریم و زمان بالای 10 ماه است. 
واژه ترک، واژه ی غلطی است، روش های ترک ممکن است 100 نوع باشند، ولی روش درمان، یکی است. سیستم های عصبی باید به تعادل برسند. مقصد: قطع کلی مواد. هدف: تعادل جسمی، روحی و روانی اشخاص است، تا دیگر نه وسوسه داشته باشیم و نه نیاز. 
برای همین است که تیم راگبی کنگره 60، قهرمان کل کشور می شود. آنهم در شرایطی که تیم شیراز 6 نفر ملی پوش داشته است و 5 سال متوالی قهرمان کشور است. تیم کنگره 60 ، تیم قم را 54 بر صفر بُرد. تیم کرمان را 45 بر صفر  بُرد. تیم شیراز را 25 بر 18 بُرد. اینها کسانی بودند که هیچکس روی آنها حساب نمی کرد، اگر به اینجا رسیده اند بخاطر این است که درمان شده اند، شخص 20 سال است که ترک کرده است، هنوز می گوید که حالم بد است ... چون در مسئله ترک است. ولی مسئله درمان کاملاً متفاوت است و امیدوارم که در مباحث بعدی خودتان راجع به این قضیه ها بتوانید صحبت کنید. خوشحالیم که توانسته ایم این روش را پیدا کنیم، تا به درد ترک و درمان برسد. 
مسائل مربوط به امتحان را به زودی در هفته آینده اعلام می کنیم.
 
•  کسانی در امتحان می توانند شرکت کنند که یا اصلاً سیگاری نبوده اند و یا اگر سیگاری بوده اند بایستی نشان ویلیام وایت را داشته باشند. در امتحان کسی می تواند شرکت کند که حتماً رها شده باشد. 
•  اگر کسی یک گرم سی روز هم باشد، می تواند در امتحان شرکت کند، مشروط بر اینکه سیگار نمی کشد یا نشان ویلیام را داشته باشد.
•  برای مرزبانان هم همینطور، افرادی می توانند مرزبان شوند که یا اصلاً سیگاری نبوده اند و یا نشان ویلیام وایت داشته باشند.
بقیه موارد به کلیه اعضاء ابلاغ می شود.

مسئله دیگر که باید به آن توجه کنیم اینکه؛ 
در تمام شعب کنگره 60، برای حضور غیاب راهنماها، اگر راهنمائی یک ساعت بعد از جلسه در شعبه حضور پیدا کند، برایش غیبت لحاظ شود.
راهنمائی نداریم که فقط بخواهد برای لژیون بیاید. اگر کار دارد، باید لژیونش را تحویل دهد. چون راهنما از اول جلسه بایستی حضور داشته باشد. راهنمائی که سرِ کار می رود، بایستی لژیونش را تحویل دهد، چون کار مقدم بر کنگره است. 
وقتی راهنمائی از اول جلسه حضور نداشته باشد، طبیعتاً شاگردانش هم حضور نخواهند داشت. بنابراین به تمام شعب ابلاغ می شود که راهنمایانی که 1 ساعت بعد از جلسه حضور بهم رسانند، غیبت محسوب می شود و بعد از چند مرتبه غیبت، لژیون را باید به اشخاص دیگر تحویل بدهند. چون راهنما باید از اول جلسه حضور داشته باشد و با شاگردان بجوشد. 

متن تصمیمات کنگره دیده بانان؛ 
•  پیمان مرزبانان، کمک راهنمایان، اسیستانت و ایجنت، در اول دوره بسته می شود، ولی در آخر دوره خدمتی تحویل فرد می گردد.
•  آقای کامران شریفیان با 9 رای از 12 رای بعنوان دیده بان برای مدت 4 سال انتخاب شدند (از شهرکرد). 
•  در آزمون سال 95 کسانی می توانند شرکت نمایند که دارای نشان ویلیام وایت باشند، یا اصلاً سیگاری نبوده باشند.
•  راهنمایانی که از ساعت 6 ببعد، در جلسات حضور پیدا کنند، آن روز غیبت محاسبه می شود.
•  جلسات گروه خانواده، اگر راهنمایان یک ساعت بعد از شروع جلسه حضور پیدا کنند، غیبت می محسوب می شود. 
•  آقای ترابخانی، دیده بان راهنمایان اختیار کامل داده شد، در صورت مشاهده تخلف لژیون ها را ببندند.
 
ما در کشور انجیوی درجه یک هستیم، ما با شمشیر چوبی نمی توانیم به جنگ برویم، راهنمایان باید قوی و مستحکم و قدرتمند باشند. ما راهنمایی می خواهیم که در ابتدای جلسه حضور داشته باشد، ما نیاز به راهنمائی نداریم که بعد از ساعت 6 بیاید و فقط دفترچه آنها را بگیرد و بنویسد. ما راهنمائی می خواهیم که عاشق رهجوهایش باشد، با رهجوهایش بخندد، با رهجوهایش گریه کند، با رهجوهایش پرورش پیدا کند، در جلسه با رهجوهایش باشد، برنامه درست بدهد. کسانی که دیر می آیند، بعد از ساعت 8 که مرزبانان می خواهند درب شعبه را ببندند، می ایستند و می خواهد برنامه بدهد.
وقتی که مسئولین یک حرفی می زنند، آن حرف لازم الاجراست. آقای سلامی دیده بان مسئول کلیه شعب تهران است. آقای احمد حکیمی مسئول شعب شهرستان هاست و از زمانی که من این اختیار را به اینها داده ام، آقای حکیمی هفته ای یک شعبه در شهرستان ها را مراجعه می کند، آقای سلامی هم هفته ای یک یا دو شعبه در تهران را سرکشی می کنند.
دستورات اینها لازم الاجراست. اگر آقای حکیمی یا سلامی به اسیستانت گفت که گزارش مهارتی بدهید، باید مرزبانان و اسیستانت گزارش بدهند.
ما جلوی تکثیر شعب را گرفته ایم و وضعیت این شعب کاملاً کنترل می شود. الآن کیفیت این شعب بالاست. ما نزدیک به 50 شعبه داریم. من ساعت 11:45 جلسه را شروع کرده ام، چون این رهائی ها آنقدر زیاد هستند که اگر دیرتر شروع کنیم، تا 5 بعدازظهر هم تمام نمی شود. شاید 6 ماه دیگر من ساعت 10 صبح جلسه را شروع کنم. راهنماها بایستی کاملاً به دستورات عمل کنند. 
همینطور در قسمت همسفران، دستوراتی که خانم آنی در قسمت همسفران می دهد، کاملاً لازم الاجراست. پس اگر می گویند که گزارش بدهید، گزارش ها را بدهید. همه باید حرف شنوی کامل را داشته باشند، چون اینها اگر پیشنهاد بدهند، من اجراء می کنم. مثلاً اگر بگویند که اسیستانت یا ایجنت فلان شعبه عوض شود، من عوض می کنم. 
ما یک هفته، به اسم هفته مالی داشتیم. در هفته لژیون مالی ما اقدامات خوبی کردیم. در بعضی قسمت ها ممکن است که روی بچه ها فشار بیاورند.
لژیون مالی بر این سیاست استوار شد که افرادی که توانائی مالی دارند، سیستم مالی را بچرخانند و منابع مالی را جذب کنند. بهمین دلیل گفتیم که افرادی که در لژیون مالی هستند، باید 5میلیون تومان نقداً پرداخت کنند تا وارد لژیون مالی شوند.
یعنی کسانی وارد لژیون مالی می شوند که پول دارند. چون یکسری در کنگره مرزبان می شوند، یکسری دبیر، یکسری راهنما و ... هدف عمده من این بود که افرادی که کمتر توانائی خدمت را دارند و ویژگی و هنر آنها پول درآوردن است، اینها لژیون مالی را بچرخانند. بهمین دلیل گفتم که لژیون مالی کمتر از 1 میلیون تومان از کسی نگیرد. 
حالا در هفته گلریزان گفتیم که هرکس هر چیزی می تواند، پرداخت کند. ما نمی خواهیم اجبار داشته باشیم. در کنگره اجبار نباید باشد. ممکن است من روی سیگار اجبار کنم، چون سیگار یک ضدارزش است. 
از سفر اولی ها اصلاً پولی دریافت نکنید. روی سفر اولی ها اصلاً حساب نکنید. همیشه سفر اولی ها می آمدند پیش من و می گفتند که من زمین می خواهم بدهم، گفتم نمی خوام.
یک خاطره دارم که یک سفر اولی آمد و به من چک می داد، آنقدر به من گیر داد که من مجبور شدم که چک ها را بگیرم. این چک ها را بهم سنجاق کردم و هیچکدام را دریافت نکردم. این بنده خدا یکمرتبه فوت کرد، همسرش پیش من آمد وگفت که شوهرم فوت کرده و وضع مالیمان خراب است، گفتم خوب بیا این چک ها را بگیر. 
همین قضیه در کتاب ادموند و هلیا اتفاق افتاد، یک سفر اولی شور گرفت و گفت که من فلان قدر پول می دهم. سفر اول بود و هیچ توقعی از او نمی رفت. 
در تمام شعب جهت وجوه مالی روی سفر اولی حساب نکنید. اگر سفر اولی آمد و خواست پول بدهد، نگیرید. اگر در دوماه حضورش در کنگره، از او پول بگیرید، به او خیانت کرده اید. پس به هیچ عنوان از سفر اولی ها پول قبول نکنید. گرچه سفر اولی ها وقتی به سفر دوم می رسند، یادشان می رود که پول بدهند.
یک نفر امده و گفته که من پسرم می خواهد کنگره بیاید و من 5هزار مترزمین می دهم، ما قبول نمی کنیم، چون این فرد وقتی پدرش 5هزار متر زمین داده، دیگر حرف شنوی ندارد و به درمان نمی رسد.
یک نفر آمده و گفته که من قهرمان والیبال و مربی درجه یک والیبال هستم. می گویم که چند وقت به کنگره می آئی؟ می گوید 2 ماه. می گویم که من متاسفانه به تو هیچ نیازی ندارم، تو سفر اول هستی، اول به درمان برس و بعد ما از تو استفاده می کنیم.
من حواسم نبود، روزی که حراج کتاب ادموند و هلیا بود بگویم که سفر اولی ها شرکت نکنند.
در هفته لژیون مالی نباید فشار به انسانها بیاورید. ممکن است 50هزارتومان برای یک نفر خیلی سخت و زیاد باشد. 
بعضی ها کنگره آمده اند و این همه هزینه شده و وقتی می خواهند 50هزار تومان هزینه کنند، زورشان می آید. این هم خوب نیست، نه به آن افراط و نه به این تفریط.
از اینکه به حرفهای من گوش کردید، سپاسگزارم.
با آقای مجدیان اختیار داده شد که در صورت مشاهده بی نظمی و تخلف از مرزبانان، مرزبان را از سمت خود کنار بگذارد. 
همینطور به خانم کماندار، اختیار تام داده شده است که در صورت مشاهده بی نظمی در محل مرزبانی، مرزبان را از سمت خود برکنار کند.

 

نام فایلتاریخمدت زمانحجم (MB)لینک
فایل صوتی سخنان مهندس95/08/1200:51:4213.6دانلود
فایل صوتی رهایی ها95/08/1201:48:5938دانلود
 
نگارنده: مسافر احمد شریفیان
عکاس: مسافر سعید

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :