تبلیغات
mohamad60 - کارگاه آموزشی جهان بینی کنگره 60؛ وادی سوم و تاثیر آن روی من

mohamad60

پنجمین جلسه از دوره پنجاه و هفتم سری کارگاه‌های کنگره 60 با دستور جلسه وادی سوم و تأثیر آن روی من در روز چهارشنبه 1395/08/19 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری فاطمه رأس ساعت 11:35 آغاز به کار نمود.


سلام دوستان حسین هستم یک مسافر.

امیدوارم حال شما خوب باشد، حال من هم بحمدلله خوب است.

امروز دستور جلسه ما وادی سوم است. باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.

الحق درمان اعتیاد بدون جهان بینی به نتیجه نمی‌رسید. حتی درمان کلیه هم بدون جهان بینی به نتیجه نمی‌رسد، حتی ورزش هم همینطور. حتی یک سیاستمدار هم بدون جهان بینی قادر به ادامه نیست.

شما هر کاری می‌خواهید انجام بدهید، یک ضلع آن جهان بینی است، یعنی آگاهی، علم و دانش.

اگر ما به نتیجه امروزی رسیدیم، در پرتوی جهان بینی است. مگر نه اینکه کلیه ادیان الهی کارشان غیر از جهان بینی است. تمام مکاتب دینی جهان بینی را تدریس می‌کنند. چه مسیحی، چه زرتشتی و چه اسلام.

مسیر گشایش انسان و پیدا کردن راه انسان جهان بینی است؛ که ما در این وادی‌ها پله پله اینها را تحت آموزش قرار می‌دهیم. وادی اول که به ما می‌گوید با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می‌رود. سالهاست که در مورد درمان اعتیاد کسی فکر نکرده است، فقط مدل‌ها را عوض کرده‌اند. هیچوقت یک ذره تفکر نشده بود که علت اعتیاد چیست؟ ما در طول تاریخ اعتیاد، همیشه تقصیر اعتیاد را روی معتاد ریخته‌اند. گفته‌اند که معتاد مشکل دارد، گفته‌اند که معتاد موجودی است که اعتمادبنفس ندارد. معتاد یک موجود خوشگذران است. معتاد موجودی است که دنبال خوشی است. الآن هم همین را می گویند. حتی خود افرادی که در بعضی گروهها هستند، همین حرف را می‌زنند. در صورتی که ما مصرف کنندگان اولش برای سرخوشی مصرف می‌کردیم، ولی در ادامه هرکدام برای یک چیزی مصرف می‌کردیم، یکی برای کار، یکی برای ورزش، یکی برای زندگی... دنبال لذت جویی نبودیم، اولش شاید لذت جویی بود، ولی بعد از آن دیگر نیاز بود. یک نفر فکر نکرد که شاید مقصر معتاد نباشد. مثل این که ما یک چیز را در تبریز گم کرده‌ایم و حالا در کاشان دنبال آن می‌گردیم. اصلاً این مسئله ربطی به معتاد ندارد.

وادی اول با تفکر مشخص کرد که موضوع فیزیولوژیکی و نوروترنسمیترها و کاملاً علمی و اندیشه‌ای است. به ما آموخت که ما روی کارهایمان فکر کنیم.

وادی دوم گفت که ما جهت بیهودگی نیامده ایم. در وادی سوم هم این را مطرح می‌کند که باید دانست، لغت باید است، یعنی تأکید است؛ یعنی تا وقتی که این را نفهمیدیم به نتیجه نمی‌رسیم. در زبان فارسی باید از آن لغت‌های کاملاً تاکیدی است، یک موقعی می گوئیم بایستی، بایستی کمی پائین تر و ملایم‌تر از باید است. یک موقع می گوئیم شایسته است و شایسته از بایسته نزدیک‌تر است. هرکدام از این لغت‌ها یک معنی متفاوتی دارد. اینجا هم تاکید روی باید است، هیچکس راجع به یک موضوع، بیشتر از حسین دژاکام، در مورد خودش فکر نمی‌کند. باید این را بفهمیم، هر وقت این را فهمیدیم به نتیجه می‌رسیم. من خودم تا زمانی که عملاً این را نفهمیدم و توقع داشتم که دیگران بیشتر از من برای من دل بسوزانند، هیچوقت به نتیجه نمی‌رسیدم. هیچکس بیشتر از من، من را نمی‌شناسد، هیچکس بیشتر از من نمی‌تواند به من کمک کند.

هیچکس بیشتر از خود اعضای خانواده نمی‌تواند به آنها کمک کند. هیچکس دلسوزتر از خودِ اعضای خانواده نیست. هیچکس به اندازه اعضای کنگره، دلش برای کنگره نمی‌سوزد. هیچکس به اندازه ملت ایران، دلش برای کشور ایران نمی‌سوزد.

یک وقت فکر می‌کنیم که کشورهای اروپائی می‌توانند به ما کمک کنند. این‌ها همه خیالات است. هیچوقت گربه محض رضای خدا موش نمی‌گیرد. هرکس بخواهد به ما کمک کند، انتظاراتی هم در مورد ما دارد.

ما اینجا یاد می‌گیریم که راجع به خودمان فکر کنیم، وقتی ما راجع به خودمان فکر کردیم، باید فکرمان درست باشد، باید بدانیم که چگونه مسائل را حل کنیم. باید بدانیم که زندگی دیگران به ما ارتباطی ندارد، ما نباید وقتمان را تلف کنیم که بخواهیم راجع به دیگران غیبت، تجسس کنیم. وقت ما یک چیز گرانبهاست، باید تمام وقت ما صرف خودمان شود.

در جهان بینی به ما آموزش می‌دهد که اگر ما راه کجی را برداریم، ضربه به خود ما بر می‌خورد. مثل اینکه سر شاخه نشسته‌ایم و شاخه را می‌بریم.

جهان بینی به ما آموزش می‌دهد که‌ای انسان، خوبی خوب است. ای انسان، بدی بد است. تمام درسهای جهان بینی همین است. یا به تو آموزش می‌دهد که‌ای انسان، اگر به دیگران بدی کنی، بدی به خودت بر می‌گردد، اگر خوبی کنی، خوبی به خودت بر می‌گردد. اگر خیانت کنی، خیانت به خودت بر می‌گردد.

وقتی انسان روی خودش حساب می‌کند، آن موقع، وقت شکوفائی انسان است. موقع شعله ور شدن انسان است. اکثر انجیوهای کشور مشکلات مالی دارند. چون از آن اولی که انجیو آن‌ها تشکیل شد، دنبال جذب منابع مالی از بیرون بودند، مثل خیرین بیایند و به آنها کمک کنند، یا فلان سازمان به معتادین کمک کنند. ما فهمیدیم که باید خودمان به خودمان کمک کنیم و فکر کنیم. حتی اگر پولی می‌خواستند به ما کمک کنند، ما قبول نکردیم. آقای اولریج و دکتر سینزیا، اعضای اتحادیه اروپا، حدود 6 سال پیش، چهارصدهزار یورو به کنگره البته در پنج سال می‌دادند، التماس می‌کردند و می‌گفتند که حسین می‌خواهیم تو باشی و هرطور که می‌خواهی با تو راه می آئیم، هر چیزی که می‌خواهی بگو و ما به شما می‌دهیم. گفتم، نه ما نمی‌خواهیم. ما با شما از نظر تبادل افکار و علمی و اندیشه کار می‌کنیم. چون سیاست من این بود که اطلاعات DST را به آنها انتقال بدهیم تا جهانی شود. همه می‌گفتند که مهندس چرا قبول نمی‌کنی؟ دیوانه هستی؟ حتی یکی از مسئولین گفت که قبول کن. من نمی‌دانستم که چه چیزی پشت آن است؟ گفتم نمی‌خواهم و روی پای خودمان ایستادیم. ولی باید دانست که هیچ موجودی، به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمی‌کند.

آقای حاج رسولی هرجا که می‌نشیند، این قضیه را می‌گوید و تعریف می‌کند و من هم همیشه این قضیه را یادم هست، ما در پارک طالقانی بودیم، آقای مالکی دبیر ستادمبارزه با موادمخدر بود، برای بازدید به پارک آمدند و چون ارتباط کاری با آقای حاج رسولی داشت، گفت به مهندس بگو که یک درخواست بکنند، 20 میلیون تومان بگویم و به شما بدهند. دکتر گفت مهندس بنویس و بده، الآن پول نقده و تنور داغه و آن موقع هم برای ما خیلی مهم بود. دوباره تکرار کرد تا اینکه گفت مهندس داره میره، گفتم باشه می‌نویسم، گفت: رفت. گفتم به سلامت. به دکتر گفتم که خواهش می‌کنم از این لقمه‌ها برای ما نگیر! چون گاوی که نان گدائی بخورد، شخم نمی‌زند. انجویی که کاسه دستش باشد و دنبال پول اینطرف و آنطرف باشد، کار نمی‌کند.

من اگر 400 میلیون یورو رو از اتحادیه اروپا می‌گرفتم، شما دیگر پول نمی‌دادید! می‌گفتید که مهندس کلی سرمایه داره و از خارجیها پول می‌گیرد.

15 سال پیش، به ما 5 هزار یورو دادند، بعد از 14 سال در بانک ملی، من هنوز به آن پول دست نزده‌ام. چون ما اگر از آنجا هم می‌گرفتیم، دیگر خودمان شخم نمی‌زدیم. چون روی آنها فکر نکردیم و وادی سوم را اجراء کردیم، الآن از نظر مالی توان لازم را داریم.

ما نزدیک دو میلیارد تومان، در پنج ماه گذشته، هزینه رهن و اجاره دادیم. بچه‌ها پرداخت کردند، پول ما که نیست. این بخاطر این بود که بچه‌ها یاد گرفتند که باید خودمان فکر کنیم و حرکت کنیم.

روش و وادی و کتاب ما، برای خودمان است و از هیچ منبع خارجی هم بر نداشته‌ایم، البته اگر مطالب خوبی پیدا کنیم، استفاده می‌کنیم. ما باید در تمام سطوح روی خودمان حساب کنیم. اولش سخت است، 20 میلیون و چهارصد هزار یورو را من قبول نکردم ولی به نتایج درخشان‌تری رسیدیم.

در خانواده هم همینطور است، اگر می‌خواهید اینطور فکر کنید که کسی از بیرون به شما کمک می‌کند، اشتباه فکر کرده‌ایم. این کارها توسط دست توانای خود ما انجام می‌گیرد.

در ورزش هم همینطور است. اگر تیم راگبی ما در کشور مقام اول را کسب کرد، تمام بچه‌ها، بچه‌های خودمان هستند. مربی تیم، سرمربی، سرپرست، همه اعضای کنگره هستند. قبلاً از بیرون مربی هم داشتیم، ولی به این شکوفائی نرسیده بودیم.

مسئله این است که ما در تمام سطوح باید روی خودمان فکر کنیم، در درس، کشور، خانواده و همه جا باید روی خودمان حساب کنیم. اگر کمی دقت کنیم، همه ما دارای توانائی لازم هستیم، ولی آموزش نابی ندیده‌ایم. آموزشی که ما دیده‌ایم، این است که مرغ همسایه غاز است. خیال می‌کنیم، چیزی که برای دیگران است، خیلی خوب است. برای همین جنس ایرانی نمی‌خریم، چون فکر می‌کنیم، جنس ایرانی آشغال است.

یک زمانی آشغال‌ترین جنس برای ژاپن بود. هرچی ژاپن درست می‌کرد، آشغال بود، آنقدر جنس آشغال تولید کرد تا اینکه الآن هم بهترین تولید کننده است. چین هم همینطور بود.

الآن کشور ما اجناس خیلی خوبی تولید می‌کند. من صابون خریده‌ام، یک عدد 10 هزارتومان و خارجی بوده، آمدم 10 عدد صابون گلنار خریدم، 6000 تومان. خداوکیلی زیاد فرقی نداشتند.

پولمان را به ترک و ژاپنی می‌دهیم و فردا کارگرای ما بیکار می‌شوند. 80 درصد بهترین دوزنده‌ها الآن ایرانی هستند. بهترین کفشها را ایرانی‌ها می‌دوزند. الآن بهترین کفشها در هیدج تولید می‌شود و با کفشهای خارجی فرقی ندارد. این بلا سر من هم آمده است، چون من ایرانی هستم، کسی قبولم ندارد. البته الآن کم کم قبولمان می‌کنند. می گویند باید حتماً خارجی باشد.

الآن مقالات ما ابتدا در مجلات آمریکا چاپ می‌شود و بعد به ایران می‌آید و بعد قبول می‌کنند.

الآن ما بهترین دانشمندان و پزشکان را داریم. در ناسا اکثراً ایرانی هستند. صنعتگران ما بهترین صنعتگران هستند. هر ماشین صنعتی خواستید، به اصفهان سفارش بدهید و از اجناس خارجی بهتر تولید می‌کنند.

در وادی سوم یاد می‌گیریم که در شخصیت، شهر، کشورمان باید به فکر خودمان باشیم و بدانیم که هیچکس دلش به حال ما نمی‌سوزد.

مسئله دیگر؛

گروه خانواده خیلی بهتر حرکت می‌کنند، اسیستانت ها خودشان برنامه ریزی می‌کنند و مستقل شده‌اند. انتخابات مرزبانی خانواده، زیر پوشش خودشان است. ورزششان وارد مرحله مناسبی شده است. روز جمعه پیش ما دیدیم که خانمها از شهرکرد برای مسابقات والیبال آمده‌اند. چند سال پیش ما سه تیم داشتیم، سه جایزه هم می‌دادیم، یکی اول، یکی دوم، یکی سوم. الآن عوض شده و از سمنان، همسفران برای مسابقات آمده‌اند. الآن کماندار که مسئولیت را پذیرفته است، شرایط بهتر شده است.

من خیلی لذت بردم وقتی دیدم که از شهرهای مختلف برای مسابقات والیبال آمده‌اند. من از همسفران ابراز رضایت می‌کنم.

الآن برگه‌های رهائی را اگر مسافر همسفر دارد، سعی کنید که حتماً امضاء کند. تشویق کنید که همسفران هم به کنگره بیایند. همسفران یک بال پرواز هستند. اگر مسافر خوب باشد و اعضای خانواده‌اش آموزش نبیند، خراب می‌شود وخانواده از بین می‌رود. آقا پیشرفت می‌کند، خانمش و خواهرش و اعضای خانواده می‌مانند و زبان یکدیگر را نمی‌فهمند و به هزار مشکل بر می‌خورند.

مسئله دیگر؛ کتاب ادموند و هلیا در قدیم می‌گفتند که برای سفر دومی‌هاست، چون آن موقع کتاب کم بود و هنوز مجوز وزارت ارشاد نداشت، ولی الآن که مجوز وزارت ارشاد دارد، سفر اولی‌ها هم می‌توانند استفاده کنند.

مسئله دیگر؛ همانطور که حکم آقای ترابخانی، کماندار و مجدیان نافذ است، حکم آقای سلامی و حکیمی هم در تمام شعب نافذ است. هرچه اینها گفتند، انگار که من گفتم. من تمام مسئولیت را به اینها واگذار کرده‌ام.

مسئله سیگار هم جدی شد؛ کاملاً مسئله سیگار در کنگره 60 جدی و برای ما بسیار مهم و سیگار در حد مصرف مواد مخدر شده است. گفتم که یک روزی در کنگره اگر هروئین می‌کشیدید، کسی کاری نداشت، ولی امروز اگر یک نفر سیگار بکشد، به او چپ چپ نگاه می‌کنند.

گاهی اوقات ما خودمان شُل می‌گیریم، اینطور نیست که شما سرِ ما شیره بمالید. قبل از امتحان کمک راهنمائی و مرزبانی همه می‌رفتند در لژیون ویلیام وایت و بعد از انتخابات دوباره سیگار می‌کشیدند، ما این را می‌دانستیم و خودمان می‌گفتیم که اشکالی ندارد.

الآن گفته‌ام سفر اولی که یک گرم 10 روز است، می‌تواند در آزمون شرکت کند، ولی اگر یک نفر 10 سال رهائی دارد و هنوز سیگار می‌کشد، در امتحان نمی‌تواند شرکت کند. این قضیه مهم است. یا باید فرد اصلاً سیگاری نبوده باشد، یا باید دارای نشان ویلیام وایت باشد.

راهنماهای جدید، باید حتماً وادی هشتم را اجراء کرده باشد. چون کسی که وادی هشتم را اجراء نکرده، یعنی فقط تا وادی هشتم رفته و از وادی هشتم عبور نکرده است. پیمان وادی هشتم، جزو دروسی است که راهنماها باید اجراء کرده باشند. برای پیمان بستن، اضطراب نداشته باشید، این مسئله یکی از میثاق‌هایی است که باید حتماً انجام بگیرد. به خداوند اعتراف می‌کنید که من این کارها را کرده‌ام و دیگر این کارها را انجام نمی‌دهم و بهترین برنامه است برای ادامه و برنامه آینده شما. وادی هشتم این امکان را به شما می‌دهد که شما از خداوند چه می‌خواهید. شما نمی‌دانید چه می‌خواهید؟

برای یک نفر غول چراغ جادو حاضر می‌شود، می‌گوید: تو دو تا خواسته دارید، بگو تا اجابت بشه. می‌گوید: من می‌خواهم دست به هر چیزی می‌زنم، طلا شود، خواسته‌اش اجابت می‌شود و دست به هر چیزی که می زند، طلا می‌شود. بعد می‌گوید: خواسته دومت را بگو؟ می‌گوید: خواسته دوم من این است که همه چیز به حالت اولش برگردد. چون نمی‌دانست که چه می‌خواهد.

وادی هشتم به شما می‌گوید که شما فرض کنید که الآن خداوند اینجاست. می‌خواهید با او پیمان ببندید، به شما می‌گوید که چه چیزی می‌خواهید؟ باید بدانید که چه چیزی می‌خواهید تا خودتان به دنبال آن حرکت کنید. گذشته‌ها انجام شد و حالا باید ببینید که در آینده چه می‌خواهید.

وادی هشتم یک پروتکل است برای برنامه ریزی هر فرد. این موضوع هم حتماً باید به مرحله اجراء گذاشته شود.

امیدوارم همه شما موفق و موید باشید.

 

نام فایلتاریخمدت زمانحجم (MB)لینک
فایل صوتی سخنان مهندس95/08/1900:49:2722.6دانلود
فایل صوتی رهایی ها95/08/1902:29:1552دانلود
 
نگارنده: مسافر احمد شریفیان
عکاس: مسافر سعید

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :