تبلیغات
mohamad60 - کارگاه آموزشی جهان بینی؛ رابطه یادگیری با معرکه گیری ( نق زدن حاشیه )

mohamad60

هفتمین جلسه از دوره پنجاه و هفتم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60، با دستور جلسه رابطه یادگیری با معرکه گیری، نق زدن و حاشیه در روز چهارشنبه مورخ 95/9/3 به استادی مهندس و دبیری فاطمه راس ساعت 11:30 آغاز به کار نمود.
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر. 


امیدوارم حال همه شما خوب باشد، حال من هم خوب است، هوا هم بحمدلله خوب است و امیدوارم هوا بهتر بشود.
تا پایان سال 2016 ما به رقم 4500نفر رهائی رسیده ایم، امیدوارم تا پایان سال 2016 به رقم 5000 نفر برسیم. یعنی میانگین هفته ای یکصد نفر. این رقم بسیار بالاست که این تعداد به درمان قطعی اعتیاد می رسند، آنهم به درمانی که جهان امروز اعتقادی به آن ندارد. از این جنس درمان فکر نمی کنم داشته باشیم، که با این روش درمان کنند وبه تعادل رسیده باشند و وسوسه و گرایش نداشته باشند.
این مسئله پرده از این راز بر می دارد که اگر واقعاً روش و متد درست برای درمان اعتیاد وجود داشته باشد، معتادان دنیا کاهش پیدا می کنند و کم می شوند. اگر معتقد باشیم و بدانیم که واقعاً و روشمان درست است. 
دفعه قبل هم گفتم که اگر در اینترنت نگاه کنید، نزدیک به 10هزار مقاله در مورد شیشه نوشته اند و کنفرانس می دهند، ولی آیا این مقالات حتی قادر هست که یک شیشه ای را درمان کنند؟! آیا چنین چیزی امکان پذیر است؟!
چون مسیر و راه و روش درست نیست. گرچه اعتقاد دارند که روش علمی است، ولی اصلاً اینطور نیست. ما کاملاً با پوست و گوشت و استخوان درک کرده ایم.
دستور جلسات کنگره 60 هر سال در اول مهر مثل سال تحصیلی تنظیم می شود و معمولاً تغییر نمی کند، مگر در شرایطی خاص، مثل جشن همسفر که بخاطر مراسم عزاداری و محرم و صفر تغییر کرد. دستورجلساتی که در کنگره مطرح می شود، تماماً و دقیقاً مربوط به اجتماع ماست. نقاط ضعفی که در اجتماع ما هست، یا مسائل کوچکی که انسانها به حساب نمی آورند و بین ما هست که باعث تخریب و ویرانگی ما می شود، بصورت دستور جلسه مطرح کرده ایم.
مثلاً مطرح کرده ایم فضولی! آدم در کار کسی نباید فضولی و دخالت کند. کسانی که فضولی می کنند بحران ایجاد می کنند. بخاطر همین به مشورت گذاشتیم و انتخاب شد. یا دستور جلساتی مثل معرکه گیری، که چی؟! ... هیچ کجا چنین دستورجلساتی نمی گذارند. موقعی که دستور جلسه انتخاب شد، راجع به آن صحبت می کنیم که من باید برای چی ترک کنم و آنچه در ذهن ماست بیرون می آورد. تجربه من از روشهای ترک، وادی ها، کنگره برای من چه کار کرد، من برای کنگره چه کار کردم. چون بعضی ها از کنگره طلبکارند.
دستور جلسه امروز خیلی قشنگ است، معرکه گیری. هرجا جماعتی گرد هم بیایند و در مورد موضوعی صحبت کنند، معرکه است. 
در گذشته سینما و تلویزیون نبود، یکسری معرکه گیر داشتیم، مثل مارگیر، آدم ها را جمع می کرد و معرکه می گرفت و کارهای نمایشی انجام می داد و پول جمع می کرد. یا یک نفر پهلوان بود، معرکه گیری می کرد، زنجیر پاره می کرد و از مردم پول می گرفت. یا شعبده بازی. 
بعضی از افراد در کنگره معرکه می گیرند، وقتی انسانها در یک موضوعی برنده نمی شوند، شروع می کنند به معرکه گرفتن. وقتی در بچه گی در حال باختن بازی بودیم، بازی را بهم می زدیم. در سیستم کنگره هم همین است. شخص به درمان نمی رسد و وقتی مورد بازخواست قرار میگیرد، فوری شروع می کند به معرکه گیری. 
در هرکجا که ناموفق می شوند، بجای اینکه علت عدم موفقیت را خودش بداند، شروع می کند به متهم کردن دیگران. یا شروع می کند به نامه نوشتن و بدگوئی کردن از یک نفر، بدون هیچ اسم و مشخصاتی و بعد می گوید که در شعبه هما همه راهنماها نظرشان این است. یا اینکه همه راهنما از اسیستانت ها ناراحت هستند. من وقتی می بینم که نامه ای امضاء ندارد، همانجا پاره می کنم و به سطل آشغال می ریزم. 
شما می توانید یک نامه به پلیس 110 بنویسید و بگوئید فلان خانه مرکز فساد است، یا یک نامه ای بنویسید و از راهنماها و بقیه بدگوئی میکنید، اینها ارکان معرکه گیری است. شخص در انتخابات مرزبانی رای نیاورده است و شروع به معرکه گیری می کند. 
در ضمن همینجا اعلام کنم که زمان انتخابات مرزبانی یکسال است. یعنی کسانی می توانند در انتخابات مرزبانی شرکت کنند که یکسال رهائی داشته باشند. مرزبان باید یکسال از رهائیش بگذرد، چون اگر نگذرد نمی تواند با سه ماه رهائی مسئول شعبه باشد. 
وقتی شخص نمی تواند به جائی برسد، شروع می کند به تبلیغات منفی کردن. یک نفر رأی نمی آورد و شروع می کند به توطئه چیدن علیه اسیستانت و ایجنت. انسان باید از یک اتفاق درس بگیرد، بگوید من اگر رأی نیاوردم به خاطر چه بود؟ من خوب بودم، 30 رای آوردم، فلانی 35 رای آورد، باز هم جای شکر دارد که 30 نفر من را قبول دارند. معرکه گیری ها پارازیت هستند و ما باید اینها را رفع بکنیم.
در کنگره ما سلسله مراتبی داریم، هر شاگردی رابطه اش با راهنمایش است، اگر راهنما گفت که این سی دی را بنویس، فوری شروع می کند به اینکه: ما پول نداریم و ... مگر چقدر پول سی دی می دهید؟ همسرتان که روزی 7000 تومان پول سیگارش است، روزی 30 یا 40 هزار تومان پول مصرف موادش هست، حالا می خواهید هفته ای 3000 تومان پول سی دی آموزشی بدهید که هماهنگ شوید، با مشکل مواجه می شوید.
یا فرض کنید که در کنگره یک روز، روز راهنماست، فوری شخص وارد معرکه گیری می شود. 
من در کنگره هم اعلام کردم، مسائل دوطرفه است. ما آمدیم دیدیم که مرزبانان می گویند که هر نفر تولدش است، باید 100هزارتومان به مرزبانان بدهد. مرزبانان چه کار می کنند، بادکنک، کیک، بنر تولد و ... تهیه می کنند. 
من یاد این افتادم که یک نفر می میرد و آنقدر هزینه های مختلف وجود دارد که مرده را فراموش می کنند. امبولانس، سنگ قبر، اتوبوس، شیرینی و میوه سرِ قبر، ناهار بعد از قبر و ... ببینید این بیچاره صاحب عزا، چه هزینه هایی باید بپردازد؟
ولی در قدیم وقتی یک نفر فوت می کرد، هر کسی یک چیزی به خانواده شخص می دادند که جنازه جمع شود. ولی الآن نه، همه یک چیزی می خورند و بعد می گویند ما افتخار دادیم که آمدیم. 
همین مسئله هم در مورد کسانی که جشن تولد می گیرند، بوجود آمد، که باید یک جمعیت 500نفری را شیرینی بدهد. شیرینی سم است. تماماً آرد سفید است و اگر جلوی حشرات بگذارند، نمی خورند. این شیرینی باعث چاق شدن و فربه شدن می گردد و این هم یک نوع معرکه گیری است. شخص روز رهائیش است و در بعضی شهرستانها شخص باید لژیون را جوجه کباب بدهد، مخصوصاً مشهد. 
خواهش می کنم، مطالبی را که می خوانید حتماً نظرتان را بگوئید. برای من نوشته اند که آقای مهندس حق باشماست، من شوهرم وقتی به رهائی رسید، راهنمایش می گفت باید این کار را انجام بدهی و شوهرم می گفت که من نمی توانم و آخرش شوهرم از کنگره رفت. یکی دیگر می گفت بخاطر همین مسائل من تابحال تولد نگرفته ام ، من گفته ام که کسی که جشن تولدش است ، هزینه شمع و بادکنک را کنگره می دهد، تنها هزینه فردی مربوط به یک کیک کیلوئی است. ممکن است یک نفر توانش باشد که کل تهران را غذا بدهد، ولی وقتی بقیه نمی توانند، تکلیف چیست؟ بعضی ها نمی توانند 500 نفر را شیرینی بدهند. پس این هزینه ها باید جمع شود. 
کسی که تولدش است، راحت یک کیک بگیرد و بگذارد اینجا. روز رهاییش یک پاکت به من می دهد و من هم به او دعوت می دهم، اگر کسی پول نداشت، می تواند داخل پاکت یک کاغذ بنویسید و بگذارد. شخص باید با خوشحالی تولدش را بگیرد نه اینکه هرچه به تولد و رهائیش نزدیک می شود، وحشت داشته باشد.
این را راهنماها باید جا بیاندازند، که اگر داشتی پول می گذاری و اگر نداشتی هم یک نامه و یادداشت می گذاری.
از یک طرف ممکن است افراد در کنگره معرکه بگیرند، یک بار ممکن است که ما مسئولین این معرکه را بگیریم (راهنماها، مرزبانان و ...) باید سعی کنیم که در تمام کنگره در جشن تولد بیشتر از یک کیک یک کیلوئی بیشتر نباشد. اگر یک نفر خواست کیک 10 کیلوئی بگیرد، نباید موافقت شود.
من در قسمت خانمهای مسافر این کار را ممنوع کردم، هر کس شیرینی بگیرد، لژیونش را می بندم. باید این رسم برداشته شود. برای آیندگان این رسم و معرکه گیری را جمع کنیم. کسی که روز تولدش هست، مجبور نیست که به همه غذا بدهد.
اگر در جشن تولد به شخصی کادو می دهیم، بخاطر این است که بعضی ها هستند که در کنگره شرایط مالی خوبی ندارند و در روز تولد با دریافت پاکت ها ممکن است که یک کاری انجام بدهند و این کمک است به یک رهجو. 
ورزش در کنگره و پارک ها فقط در روزهای جمعه است، هیچ کس در هیچ شهرستانی نمی تواند در ایام هفته در پارک ورزش کند. این کار ممنوع است.
چون ما سه روز در هفته لژیون داریم، نمی توانیم تمام ایام هفته را به کنگره و پارک اختصاص بدهیم، پس تکلیف خانواده چه می شود. ما فقط روزهای جمعه ورزش می کنیم. در تهران هم که در پارک لژیون می گذارند، بخاطر این است که شعب تهران با کمبود جا مواجه هستند و اجازه دادیم که لژیون ها را در پارک تشکیل بدهند.
هیچ شعبه ای حق ندارد در ایام هفته جلسات پارک و ورزشی پارک بگذارند، مخصوصاً شعبه شهرستان. با این کار خانواده می گویند که ای کاش مصرف می کردی، چون آن موقع ما هر روز تو را می دیدیم ولی الآن اصلاً تو را نمی بینیم. این مسئله برای کنگره نیست، برای گروههای دیگر است که اگر یک روز جلسه نباشند، می روند و مواد مصرف می کنند.
نوشتارها هم که عوض می شوند، می توانید از سایت پیگیری و تهیه نمائید.
راهنمایان، دیده بانان، مرزبانان حواسشان جمع باشد، هر جا یک نفر کم بیاورد، شروع به معرکه گیری می کند. ما باید هم معرکه گیری دیگران را تشخیص بدهیم و هم معرکه گیری خودمان را. 
ما که مسئولین شعبه هستیم، همه الگو هستیم. هرکاری بکنیم دیگران یاد می گیرند، چه خوب و چه بد.
نکته؛من چون ظهرها ناهار نمی خورم، بچه ها وسط جلسه برای من مقداری پسته می گذارند که من بخورم، بعد دیدم که در تمام شعب مُد شده و همه برای استادجلسه ها رانی و پسته و ... می گذارند. برای همین من هم گفتم که دیگر برای من هیچ چیزی نگذارند. ما اگر بخواهیم بگوئیم که یک کاری را دیگران انجام ندهند، اول از همه خودمان نباید آن کار را انجام بدهیم. 
 
 
نام فایلتاریخمدت زمانحجم (MB)لینک
فایل صوتی سخنان مهندس95/09/0300:36:3516.7دانلود
فایل صوتی رهایی ها95/09/0301:47:2136.8دانلود
 
 
نگارنده: مسافر احمد شریفیان
عکاس: مسافر سعید

نظرات() 
chocolate
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 01:02 ب.ظ
Wow, superb blog layout! How long have you been blogging for?
you made blogging look easy. The overall look of your site is excellent, let
alone the content!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :