تبلیغات
mohamad60 - کارگاه آموزشی جهان بینی کنگره 60، چگونه شکرگزاری می کنم ؟ OT

mohamad60

هشتمین جلسه از دوره پنجاه و هفتم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 با دستور جلسه چگونه شکرگزاری می کنم از OT در روز چهارشنبه مورخ 95/9/10 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری خانم فاطمه راس ساعت 11:30 آغاز به کار نمود.

سلام دوستان من حسین هستم یک مسافر نگهبان جلسه . 
امیدوارم حال همه شما خوب باشد، حال من هم بحمدلله خوب است. 
دستور جلسه امروز، چگونه شکر گزاری کنیم.
دستور جلسه هفته پیش معرکه گیری بود. من در سی دی ها بطور کامل معرکه گیری را مطرح کردم. الآن که دبیر خلاصه گزارش قبل را مطرح می کرد، من ذهنم در حال تصویرسازی بود. معمولاً من در مسائل سیاسی دخالتی نمی کنم، نه سابقه دارم، نه بلد هستم.
شما معرکه گیری را در انتخابات ایالات متحده آمریکا بخوبی مشاهده کردید، بهترین اوج معرکه گیری را می توانستید آنجا ببینید. مثلاً یکی می گفت این یکی حقه باز است. آن یکی می گفت: برنامه ات برای کشور چیست؟ آن یکی می گفت تو 20سال پیش فلان فلان رفتار را کردی. برای من خیلی جالب بود که اینها چگونه همه در حال معرکه گیری هستند.
یعنی یکی از اینها نمی آمد بگوید که برنامه من چیست؟ من برای این ملت پیشرفته ایالات متحده آمریکا برنامه ام چیست؟ مردم آمریکا چقدر ملت ساده و کم آگاهی هستند و با کوچکترین مطلب می توان سر آنها را شیره مالید. اصلاً برنامه آینده آنها مطرح نبود، اصلاً چیزی با این عنوان که مشکلات را چگونه می خواهیم برطرف کنیم، مطرح نشد.
بعد به خودمان مراجعه کردم، در معتادان و مصرف کنندگان، در این همه مشارکت ها و صحبت ها، هیچکس به کسی لقب بد نمی دهد، اصلاً کسی جواب کسی را نمی دهد، اگر یک نفر بگوید ماست ها سیاه است، کسی به او حمله نمی کند. این یک فرهنگ و شعور و آگاهی بسیار بسیار بالائی می خواهد که توهین نکنیم. 
می بینید که یک نفر می خواهد بعنوان رئیس جمهور یک کشور بزرگ دنیا انتخاب شود، طرف به او می گوید دزد، متقلب و ... شما بهترین معرکه گیری را می توانستید در این داستان مشاهده کنید. 
آنجائی که از گفتن کم می آورند، به جاهای دیگر حمله می کنند. آنها بایستی برنامه های جدید ارائه بدهند، نه اینکه مشکلات 20 سال پیش را مطرح کنند. به طور مثال، من بعنوان استاد شما هستم، آیا مبنای نگاه شما 20 سال گذشته من است؟ انسانها را باید بر مبنای زمان حالشان مورد قضاوت قرار بدهید. مبنای قضاوت انسانها، گذشته آنها نیست. انسان موجودی است که هم خوبی دارد و هم بدی. این معرکه گیری از بچه های دبستانی و خردسال شروع می شود و تا آدمهای 90 ساله ادامه دارد. از کارتن خواب شروع می شود و تا رئیس جمهور یک مملکت ادامه دارد. مخصوصاً زمانی که انسانها در مورد موضوعی کم می آورند. باید انسانها از نظر شعور و آگاهی به یک رشد برسند.
چگونه شکر گزاری کنیم؟ 
ما هر دستورجلسه ای می گذاریم، می خواهیم بگوئیم که این موضوع به چه درد ما می خورد، آیا مشکل ما را حل می کند؟ اگر دستور جلسه را معرکه گیری می گذاریم و یک هفته همه در مورد معرکه گیری صحبت می کنند، برای این است که همه به این قدرت تشخیص برسند که چه کسی معرکه گیری می کند و چه کسی یاد می گیرد. این معرکه گیری ممکن است در هر جایگاهی اتفاق بیفتد و خود شخص هم باید بفهمد که علت اینکه به موفقیت نرسیده است، مشکلات خودش است.
یکی گفت مردم به ریش من می خندند، جواب داد که اگر مردم به ریش تو می خندند، حتماً ریش تو خنده دار است که می خندند. اگر به یک نفر رای نمی دهند، دلیل دارد که به او رای نمی دهند. باید بگونه ای دیگر ببیند که نفر اول 30 رای اورده است و من 15 رای، پس 15 نفر من را قبول دارند و من این مقدار را رشد می دهم و ادامه می دهم. 
معرکه گیری را فهمیدم چیست، حالا شکرگزاری. آیا شکرگزاری به درد ما می خورد یا نه؟ ما چیزی را فقط حفظ نمی کنیم، آن موقع می شویم در حد یک کتاب و سی دی. چون کسی که یک مطلب را بداند و اجراء نکند، مثل حماری است که بار کتاب دارد. 
من مقداری این شکرگزاری را می شکافم. 
معنی روان یعنی خلق و خو. الآن دیگر همه ما می فهمیم که روان یعنی چه، تا الآن نمی دانستیم. یکی بداخلاق است و یکی خوش اخلاق، یکی مجنون است، یکی هر دقیقه یک جور است، یکی آدم حسودی است، یکی آدم کینه ای است، یکی میل به خودکشی دارد، یکی مردم آزار است، یکی خودآزار (مازوخیسم) است، یکی بای پولار است(دوشخصیتی) ، یکی سایکوز است جنون دارد، یکی اسکیزوفرنی است یعنی توهم دارد، یکی در غیبت می کند و یکی در کار مردم دخالت می کند. دو چیز روان را می سازد، یکی فیزیولوژی (جسم) و یکی افکار و اندیشه. جسم چطور روان را می سازد؟ وقتی دندان شما درد می کند، تمام اعصاب شما بهم ریخته است، وقتی مریض هستید، اخلاق شما عوض می شود. پس سالم بودن و نبودن جسم، روی اخلاق اثر می گذارد. خصوصاً اینکه ما موادمخدر درونیمان در این قضیه نقش بسیار سازنده دارد.
والسابقون و السابقون اولئک المقربون، کسانی هستند که مرتب شبه افیونی بدن آنها خیلی خوب کار می کند. در بهشت چهارنهر داریم که یک نهر آن خمر است. اگر بخواهیم مشابه آن را روی زمین پیاده کنیم، همان شبه افیونی است که در بدن ما وجود دارد. این نقش بسیار سازنده ای دارد و اگر خمر درونی در ما وجود نداشته باشد، زندگی برای ما هیچ مفهومی ندارد. اگر بدن انسان موادمخدر تولید نکند، پول هیچ ارزشی ندارد، خوراکی هیچ ارزشی ندارد، اگر موادمخدر درون بدن کار نکند، آنچنان می شود که آب رطوبتش را از دست می دهد، روغن چربی اش را از دست می دهد، سرما سردی اش را از دست می دهد. اگر شبه افیونی کار نکند، همه چیز جهنم می شود. 
مرفین از کلمه یونانی گرفته شده است، بنام مرفئه، یعنی شادی و نشاط. مرفین که اینقدر قوی است، شما با آن نمی توانید، کسی را بیهوش کنید. ولی با دینورفینی که درون بدن است، می توانید کرگدن را بیهوش کنید. دینورفین و اندرفین، دهها برابر قوی تر از مرفین است. کرگدن و فیل را با دینورفین بیهوش می کنند. 
ما دو نوع ماده مخدر داریم، یک نوع ماده مخدر که کارخانه های درونی تولید می کنند، یک نوع ماده مخدر که در بیرون درست می کنند. وقتی شما افسرده هستید و به روانپزشک مراجعه می کنید، او می داند که یک ماده در بدن شما کم است و با قرص می خواهد که آن ماده را جبران کند. 
هر انسانی به ماده مخدر درونی نیاز دارد. اگر ماده مخدر درونی تولید نکند، عین جهنم است. برای همین است که بعضی ها که ترک سقوط آزاد می کنند، مخدر بیرونی که می کشیدند، قطع می شود و درون هم خراب شده است. ممکن است یک سقوط آزاد درونش بهتر شود، ولی فقط شاید 5 درصد سیستمش بازسازی می شود، 95 درصد درست نمی شود. 
وقتی یک نفر می گوید خمار است، بخاطر این است که ماده مخدر کم است. چه تریاکی، چه هروئینی و چه شیشه ای. وقتی خمار است یعنی مواد به او نرسیده است. خماری یعنی کمبود موادمخدر درونی در بدن، یعنی ماده مخدر درونی بدن نیست و باید از بیرون تامین کند. 
پس جسم اگر بخواهد روان را درست کند، یکی از مواردش خمر و ماده مخدر درونی است. درست شدن خمر بدن، باعث تعادل روان می شود. از طرفی افکار اندیشه. افکار و اندیشه روی روان انسان اثر می گذارد. 
انسان آیا به معاد و قیامت اعتقاد دارد یا خیر؟ آیا به حقیقت و درستی و انسانیت اعتقاد دارد یا خیر؟ اینها همه در تفکر ما نقش اساسی بازی می کند. اگر تفکر منفی داشته باشید، روان بهم می ریزد. ناقل های عصبی در مغز کار نکنند، روان را بهم می ریزند و اگر افکار انسان درست نباشد، باز هم روان بهم می ریزد. 
این چه ربطی به شکرگزاری دارد. انسانهائی که سپاسگزار هستند و وقتی شما از کسی تشکر و قدردانی می کنید، کلی به خودتان انرژی داده می شود. 
شما وقتی می خواهید یک نفر را غمناک بکنید، باید غم را داشته باشید و به او بدهید. وقتی می خواهید یک نفر را ناراحت کنید، باید ناراحتی در وجودتان باشد و ناراحتی را به او منتقل کنید. وقتی شما می خواهید به یک نفر پول بدهید، باید پول داشته باشید و به او بدهید. پس وقتی می خواهید حال یک نفر را بگیرید، باید آن حال گرفتگی در خودتان بوجود بیاید و بعد به او منتقل کنید. اگر بخواهید کسی را نا امید کنید، باید نا امیدی را در خودتان تولید کنید و بعد به او بدهید. اگر می خواهید به کسی امیدواری بدهید، باید امیدواری را در خودتان بوجود بیاورید، بعد به او منتقل کنید. 
وقتی شما شکرگزاری می کنید، درون خودتان یک شادی و خوبی تولید می شود و دو دستی به دیگری تقدیم می کنید. برای همین می گویند که شکر نعمت، نعمتت افزون کند، کفر، نعمت از کفت بیرون کند. 
انسانهائی که شکرگزار هستند، شکرگزاری به خودشان بر می گردد. هرچه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی. 
اگر نیکی بخواهید بکنید، باید نیکی را در خودتان تولید کنید و بعد به دیگری بدهید. وقتی کسی شکنجه می بیند، فقط خودش نیست که شکنجه می بیند، کسی که شکنجه می کند هم ناراحت است و شکنجه می بیند. 
به همین دلیل ما شکرگزاری می کنیم، برای اینکه حال خودمان بهتر شود. بحث قدرشناسی است. ما فرهنگ قدرشناسی را باید در کنگره گسترش بدهیم. ما همه به هم کمک می کنیم، تا یک نفر به رهائی برسد. با یک متخصص صحبت می کردم، می گفتم که شما تنهائی یک طناب می اندازید داخل چاه و می خواهید صد نفر را یک تنه بالا بکشید. ولی ما صد نفر می ایستیم بالای چاه ، یک طناب می اندازیم و یک نفر را بالا می آوریم. همه ما زور می زنیم که یک نفر را از چاه اعتیاد بالا بکشیم. ما بهم نیاز داریم و باید یکسری قوانین پابرجا باشد، باید شکرگزار باشیم. مرزبانی که صبح زود به اینجا می آید و تا آخر شب اینجا می ایستد، باید به او احترام بگذاریم.
راهنمائی که وقتش را برای ما می گذارد، باید به او احترام بگذاریم. اسیستانت و ایجنت ها که شعب را می چرخانند، باید احترام کنیم. یک نفر می رود بیرون و کار می کند و لقمه نان برای ما می آورد، ما باید برای این شخص ارزش قائل باشیم. 
ما باید فرهنگ قدرشناسی را یاد بگیریم، چه در کنگره، چه در خانه و در هر کجائی هستیم باید آن را فرا بگیریم. 
در قدیم فرزندان به پدر و مادر کلی احترام می گذاشتند، جلوی پدر و مادر پایشان را دراز نمی کردند. دوستم می گفت که در ماشین نشسته بودیم که دختر چهارده ساله به مادرش گفت که خفه شو ... اینها فاجعه است. دختری که به مادرش می گوید خفه شو، مقصر کیست؟ مقصر مادر است. چون رفتاری را انجام داده است که بر مبنای آن رفتار و آن پرورش به نقطه ای رسیده است که امروزه دخترش به او بگوید خفه شو. یا پدر اعمالی را انجام داده است که الآن بچه به پدرش می گوید خفه شو. چون ما شکرگزاری را یاد نداده ایم. هر کسی در هر گوشه ای برای ما خدمت می کند، باید از او قدردان باشیم. 
الآن راهنماها از شهرستانها به اینجا آمده اند، زندگی و خانواده شان را گذاشته اند و به اینجا آمده اند، آیا نباید به اینها احترام بگذاریم. پس هر کس به ما خدمتی می کند، باید به او احترام بگذاریم تا این فرهنگ را جا بیاندازیم. الآن در هر هفته 80 نفر به رهائی میرسند، این موضوع، چیز کمی نیست. این فرهنگ را باید ما گسترش بدهیم. 
رفتگری که آشغالهای خانه شما را جمع می کند، به او بگوئید خسته نباشید، هیچ اتفاقی نمی افتد. من شنبه که می خواستم به اینجا بیایم، آب را در جوی رها کرده بودند، کلی ظرف و آشغال داخل جوی بود. این بخاطر چیست؟ چون فرهنگ قدرشناسی نداریم، خانه خودمان را تمیز نگه می داریم، ولی هر چه آشغال داریم به داخل جوی ها می ریزیم.
جالب اینجاست که در مسیر جوی ها، دریچه هایی را گذاشته اند که اگر آشغالی گیر کرد، از طریق آن آشغالها را خارج کنند. بعد دیدم که رفتگر محله مان درب دریچه ها را باز می کند و آشغالها را داخل دریچه می ریزد. خواستم به او اعتراض کنم، گفتم که اول 5هزارتومان به او بدهم تا انتقاد من را بپذیرد. گفتم که تو مامور شهرداری هستی، چرا آشغالها را داخل رودخانه می ریزی؟ گفت: ببخشید دیگر آشغالها را نمی ریزم. گفت : ببخشید دیگه نمی ریزم. یعنی اگر می خواهیم انتقادی از کسی داشته باشیم، باید فضایش را بوجود بیاورید و بعد نقد را انجام بدهید. در غیر اینصورت ممکن است باعث بهم ریختگی دو طرف گردد. پس این نکات را باید یاد بگیریم و به بچه هایمان منتقل کنیم وگرنه می شویم مثل ایالات آمریکا ...
 
نام فایلتاریخمدت زمانحجم (MB)لینک
فایل صوتی سخنان مهندس95/09/1000:38:4817.7دانلود
فایل صوتی رهایی ها95/09/1000:53:2518.6دانلود
 
نگارنده احمد شریفیان

نظرات() 
Taller in More Ways
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 11:26 ق.ظ
Excellent, what a web site it is! This web site provides helpful facts
to us, keep it up.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :