تبلیغات
mohamad60 - وادی ششم

mohamad60

یکشنبه 10 بهمن 1395

وادی ششم

نویسنده: محمد عنایتی   

به نام خداوند بخشنده مهربان
همانطور که در چهار وادی اول در مورد تفکر و چندوچون آن صحبت به میان آمد و در وادی پنجم آموختیم که برای حل مسائل ، تفکر به تنهایی کافی نبوده و باید تفکر به اجرا درآمده و به عمل تبدیل شود ، حال در وادی ششم کلید چگونگی تبدیل فکر به عمل مطرح می شود .
شاید این جملات را زیاد شنیده باشیم که مصرف کننده مواد مخدر عقل ندارد یا لااقل عقل سالم ندارد ویا اینکه فلانی بی عقلی کرد ویا اینکه عقل نباشد جان در عذاب است و ... که این تصویر را در ذهن ما پدیدار می سازد که آیا عقل از بین رفتنی و یا خراب شدنی است و یا باید آن را ازجایی پیدا کرده و یا بدست بیاوریم ؟


در وادی در توصیف عقل می گویید که فر ایزدی دارد و هیچگاه اشتباه نمی کند و هیچ خواسته ای اجرا نمی شود مگر عقل ، فرمان اجرای آن خواسته را بدهد و این موضوع کلید ارتباط با وادی پنجم است . اما پس اگر همه عقل دارند و عقل اشتباه نمی کند و تا فرمان اجرا ندهد کاری انجام نمی شود پس قضیه چیست که با تمام این اوصاف ، کارهای غلط و اشتباه و به اصطلاح ناعاقلانه از انسان سر می زند ؟ 
برای توضیح این موضوع از مدل شهر وجودی استفاده می شود . که در مرکز آن یک قلعه وجود دارد که در آن پادشاه عادل (عقل) سکونت دارد . البته از مثال دیگری نیز می توان استفاده نمود که در آن عقل را به یک قاضی عادل و به اصطلاح کاردرست تشبیه نمود ، که با دقت به صحبت های طرف دعوی گوش می دهد و مدارک و عدله را می سنجد و عادلانه ترین و درست ترین حکم را صادر می کند و حکم او لازم الاجراست . اما از آنجائیکه یک قاضی در حیطه تمام علوم تخصص ندارد ، نیازمند اینست که مثلا در دعوی بین دو شرکت نفتی بر سر تجهیزات از یک کارشناس و نماینده مطلع در آن زمینه استفاده شود و گزارش و نتیجه بررسی کارشناس را مبنای قضاوت قرار دهد . حال اگر کارشناس ناوارد باشد و یا مثلا رشوه بگیر باشد و گزارش اشتباه بدهد ، ممکن است قاضی به اشتباه بیفتد . حال تصور کنید در دادگاه ، خیل کارشناسان و وکلا و شهود و غیره با لباس های جور واجور و رنگارنگ می آیند و می روند و همگی تماما سعی می کند که قاضی را متعاقد بکنند که ادعای آنها درست است و باید انجام بشود . این صحنه ی شلوغ و پلوغ همان ذهن است و تمام اتفاقاتی که باعث می شود یک آدم به اصطلاح ، بی عقلی کند در همین جا رخ می دهد . وقتی در یک دادگاه کل حضار و وکلا و .... یکصدا بگویند که بهترین کار و درست ترین کار مصرف مواد مخدر است و برای اثبات این ادعا کلی دلایل و مدارک بیاورند و از حقه های گوناگون استفاده بکنند ، طبیعتا قاضی حکم به مصرف میدهد . در این شرایط می گویند که شخص در مرحله نفس اماره قرار دارد و عملا فرماندهی در اختیار نیروهای منفی ، خواسته های نامعقول و نفس اماره قرار دارد و هرچه آنها بگویند ، همان اجرا میشود . تا زمانیکه یکسری اتفاقات برای آن شخص بیفتد و قدری دانائی کسب کند که باعث شود تعدادی وکلای خوب ، صادق و خیرخواه وارد دادگاه شوند . آنگاه شخص در مرحله نفس لوامه قرار می گیرد و برای اجرایی شدن یک کار ارزشی و یا ضد ارزشی ، کلی مشاجره و بحث و جدل بین حضار در دادگاه رخ می دهد و هر کدام مدرکی رو می کند و یا دلیلی می آورند و یا حقه ای سوار می کنند تا رای قاضی را به نفع خود تغییر دهند . حتی گاهی اوقات خود را به جای عقل جا می زنند ، دودوتا چارتا های زیادی در ذهن انجام می شود و حرف های زیادی رد وبدل می شود و ما فکر می کنیم که صدای عقل است و یا اینکه در حال تفکر هستیم ولی اینطور نیست . 
البته جدای از موضوع ذهن ، همچنین گاهی اوقات نیز فرمان عقل صادر می شود ولی به دلیل عدم آمادگی در صور آشکار یا پنهان ، امکان اجرایی شدن فرمان عقل وجود ندارد  که انسان باید به توانایی لازم برسد .
هر چه به مرور به دانائی ما افزوده شود و تکرار و تمرین در جهت درست انجام شود ، تشخیص ماهیت خواسته ها که آیا معقولند یا خیر برای ما آسانتر می شود و خواسته های نامعقول کمتری خود را مطرح می کنند و به فرمان عقل نزدیک تر شده و همچنین اجرای فرمان عقل امکانپذیرتر می شود و طبیعتا در شرایط بهتری قرار گرفته و حال ما بهتر خواهد بود و مشکلات و مصیبت های کمتری برای ما پیش خواهد آمد .
با تشکر به نام خداوند بخشنده مهربان
همانطور که در چهار وادی اول در مورد تفکر و چندوچون آن صحبت به میان آمد و در وادی پنجم آموختیم که برای حل مسائل ، تفکر به تنهایی کافی نبوده و باید تفکر به اجرا درآمده و به عمل تبدیل شود ، حال در وادی ششم کلید چگونگی تبدیل فکر به عمل مطرح می شود .
شاید این جملات را زیاد شنیده باشیم که مصرف کننده مواد مخدر عقل ندارد یا لااقل عقل سالم ندارد ویا اینکه فلانی بی عقلی کرد ویا اینکه عقل نباشد جان در عذاب است و ... که این تصویر را در ذهن ما پدیدار می سازد که آیا عقل از بین رفتنی و یا خراب شدنی است و یا باید آن را ازجایی پیدا کرده و یا بدست بیاوریم ؟
در واردی در توصیف عقل می گویید که فر ایزدی دارد و هیچگاه اشتباه نمی کند و هیچ خواسته ای اجرا نمی شود مگر عقل ، فرمان اجرای آن خواسته را بدهد و این موضوع کلید ارتباط با وادی پنجم است . اما پس اگر همه عقل دارند و عقل اشتباه نمی کند و تا فرمان اجرا ندهد کاری انجام نمی شود پس قضیه چیست که با تمام این اوصاف ، کارهای غلط و اشتباه و به اصطلاح ناعاقلانه از انسان سر می زند ؟ 
برای توضیح این موضوع از مدل شهر وجودی استفاده می شود . که در مرکز آن یک قلعه وجود دارد که در آن پادشاه عادل (عقل) سکونت دارد . البته از مثال دیگری نیز می توان استفاده نمود که در آن عقل را به یک قاضی عادل و به اصطلاح کاردرست تشبیه نمود ، که با دقت به صحبت های طرف دعوی گوش می دهد و مدارک و عدله را می سنجد و عادلانه ترین و درست ترین حکم را صادر می کند و حکم او لازم الاجراست . اما از آنجائیکه یک قاضی در حیطه تمام علوم تخصص ندارد ، نیازمند اینست که مثلا در دعوی بین دو شرکت نفتی بر سر تجهیزات از یک کارشناس و نماینده مطلع در آن زمینه استفاده شود و گزارش و نتیجه بررسی کارشناس را مبنای قضاوت قرار دهد . حال اگر کارشناس ناوارد باشد و یا مثلا رشوه بگیر باشد و گزارش اشتباه بدهد ، ممکن است قاضی به اشتباه بیفتد . حال تصور کنید در دادگاه ، خیل کارشناسان و وکلا و شهود و غیره با لباس های جور واجور و رنگارنگ می آیند و می روند و همگی تماما سعی می کند که قاضی را متعاقد بکنند که ادعای آنها درست است و باید انجام بشود . این صحنه ی شلوغ و پلوغ همان ذهن است و تمام اتفاقاتی که باعث می شود یک آدم به اصطلاح ، بی عقلی کند در همین جا رخ می دهد . وقتی در یک دادگاه کل حضار و وکلا و .... یکصدا بگویند که بهترین کار و درست ترین کار مصرف مواد مخدر است و برای اثبات این ادعا کلی دلایل و مدارک بیاورند و از حقه های گوناگون استفاده بکنند ، طبیعتا قاضی حکم به مصرف میدهد . در این شرایط می گویند که شخص در مرحله نفس اماره قرار دارد و عملا فرماندهی در اختیار نیروهای منفی ، خواسته های نامعقول و نفس اماره قرار دارد و هرچه آنها بگویند ، همان اجرا میشود . تا زمانیکه یکسری اتفاقات برای آن شخص بیفتد و قدری دانائی کسب کند که باعث شود تعدادی وکلای خوب ، صادق و خیرخواه وارد دادگاه شوند . آنگاه شخص در مرحله نفس لوامه قرار می گیرد و برای اجرایی شدن یک کار ارزشی و یا ضد ارزشی ، کلی مشاجره و بحث و جدل بین حضار در دادگاه رخ می دهد و هر کدام مدرکی رو می کند و یا دلیلی می آورند و یا حقه ای سوار می کنند تا رای قاضی را به نفع خود تغییر دهند . حتی گاهی اوقات خود را به جای عقل جا می زنند ، دودوتا چارتا های زیادی در ذهن انجام می شود و حرف های زیادی رد وبدل می شود و ما فکر می کنیم که صدای عقل است و یا اینکه در حال تفکر هستیم ولی اینطور نیست . 
البته جدای از موضوع ذهن ، همچنین گاهی اوقات نیز فرمان عقل صادر می شود ولی به دلیل عدم آمادگی در صور آشکار یا پنهان ، امکان اجرایی شدن فرمان عقل وجود ندارد  که انسان باید به توانایی لازم برسد .
هر چه به مرور به دانائی ما افزوده شود و تکرار و تمرین در جهت درست انجام شود ، تشخیص ماهیت خواسته ها که آیا معقولند یا خیر برای ما آسانتر می شود و خواسته های نامعقول کمتری خود را مطرح می کنند و به فرمان عقل نزدیک تر شده و همچنین اجرای فرمان عقل امکانپذیرتر می شود و طبیعتا در شرایط بهتری قرار گرفته و حال ما بهتر خواهد بود و مشکلات و مصیبت های کمتری برای ما پیش 
مسافر سعید لژیون آقای رضا قدمی

نظرات() 
رضا اراک
دوشنبه 11 بهمن 1395 06:16 ب.ظ
lمحمد جان سلام حالت چطوره محمد جان دلبندم وادی ششم نه شیشم.مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :